اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت نجات و رستگاری(1)

14804
سال 1415
جلسات
نسخه عربی

حقیقت نجات و رستگاری(1)

9
  • نجات از طرف كیست؟ یك دم ولی، یك دم درویش، یك دم خدایی، این است.

  • ما؟! ما كه هستیم؟! ما چه هستیم؟! ما حالا آمدیم خدمت آقا پس حساب و كتابی باید داشته باشیم، این حرفها چیست؟ خیلی آقا دارند برای ما متواضعانه عمل می‌كنند. رسم گذشتگان این‌طور نبود. خیلی دارند خودشان را پایین می‌‌آورند، خیلی زیاد. اگر شما بدانید كه در دل ایشان چه می‌گذرد و ما چگونه عمل می‌كنیم از خجالت دیگر به روی ایشان نمی‌توانیم نگاه كنیم؛ سربسته بگویم، سربسته می‌گویم دیگر قضیه را باز نمی‌كنم. گفتم من نظر خودم را می‌گویم ها چیزهایی كه خودم فهمیدم. بعد حالا می‌بینیم بعضی می‌آیند منت می‌گذارند ما آمدیم اینجا، نیا! بلند شو برو! خوش آمدی! كی گفت بیایی؟ دستمال ابریشم برای تو آوردند یا كارت فدایت شوم فرستادند.

  • امیرالمؤمنین افتخارش این بود كه بگوید: انا عبد من عبید محمد.1 افتخار علی بود، این قضیه را می‌فهمید، این مسأله را می‌فهمید كه هرچه دارد از این دارد، از پیغمبر دارد. و إلا بین علی و بین آن‌كه بود آن عقیل كه بلند شد رفت پیش معاویه و معاویه چرب كرد سیبیلش را و پول حسابی داد به عقیل..... آن یك برادر این هم یك برادر دیگر. از امیرالمؤمین چیزی به او نرسید، خیری به او نرسید، فقط آهن داغ به او رسید. گفت: خیلی خب تو به ما نمی‌دهی می‌رویم پیش معاویه. رفت پیش معاویه كیسه‌اش را پر كرد، آمد. علی هم خب چه کارت کنم؛ رفتی بیا. ولی این علی است، آن عقیل است.

  • لذا ما این مسأله فقر و نیاز و احتیاج را در تمام ادعیه ‌ائمه همه را مشاهده می‌كنیم. امیرالمؤمنین دعای كمیلش را نگاه كنید، امام حسین دعای روز عرفه او را نگاه كنید. داد می‌زند من بدبختم، من بیچاره هستم، من فلك زده هستم، من ندارم. امام حسین دارد می‌گوید. او امام حسین است دارد داد می‌زند، ما می‌گوییم نه! ما داریم، ما چی چی هستیم، ما فلان.

    1.  الوافی، ج ١، ص ٣٥٧