اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح و تبیین حال خوف و ابتهال اولیاء الهی

0
سال 1415
جلسات

حضرت آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) در نهمین جلسه از شرح دعای شریف ابوحمزه ثمالی، به تبیین حالت خوف و حزن ائمه معصومین و اولیاء الهی پرداخته و بیان می‌کند که این حال خوف با اطمینان و یقین آنها، منافات ندارد. ایشان در بیان عدم منافات به آیه شریفه ﴿أَلَآ إِنَّ أولیاءَ ٱللَهِ لَا خَوفٌ عَلَيهم وَ لَا هُم يَحزنونَ﴾ استشهاد نموده و می‌فرماید: «اینها از تحت دایرۀ خوف و حزن نسبت به ما سوی اللَه خارج شده‌اند؛ فقط خوف التفات و عدم التفات محبوب برای اینها باقی می‌ماند.» چنانچه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در دعای کمیل به پیشگاه خداوند متعال عرضه می‌دارد: «فَهَبنی یا إلَهی و سَیِّدی و مَولایَ و رَبّی صَبَرتُ عَلَی عَذابِکَ فَکَیفَ أصبِرُ عَلیٰ فِراقِکَ؟» مرحوم استاد در تشریح حالت خوف اولیاء در مقام بقاء می‌فرماید: انسان وقتی به مقام مشیّت مطلقه و به اینکه او هیچ رادعی ندارد برسد، دیگر نمی‌تواند مضطرب نباشد.» در پایان به منحصر بودن طریق عبور از نفس و فناء ذات سالک، به شفاعت و دستگیری امیرالمؤمنین علیه السّلام اشاره شده و تبیین می‌شود که سالک وقتی تمام زحمت و مجاهده را انجام داد و بالا رفت و تمام حجاب‌ها را کنار زد، به جایی می‌رسد که باید از نفس بگذرد؛ آنجا با چه نیرویی این کار را انجام بدهد؟ جز شفاعت و دستگیری امیرالمؤمنین علیه السّلام راه دیگری وجود ندارد.

شرح و تبیین حال خوف و ابتهال اولیاء الهی

3
  • رسول خدا که کلامش گزاف نیست و کلام بی‌خود نمی‌گوید: ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ﴾،1 از آن طرف هم حزن قطعاً به امور دنیوی تعلّق نمی‌گیرد؛ پس این کلام پیغمبر را باید حمل کرد بر أتمّ و أکمل افراد، و از حزن دنیوی و اخروی کدام یک أتمّ است و کدام شایستۀ مقام نبوّت است؟ حزن اخروی دیگر، چون دنیا زودگذر است؛ بنابراین پیغمبر دارد به أبی‌بکر می‌گوید: ﴿لَاتَحۡزَنۡ﴾، یعنی آخرت تو آخرتی است که نباید به‌خاطر آن حزن پیدا کنی، تو قطعاً اهل بهشت هستی! چون کلام پیغمبر باید حمل بر اکمل از افراد و اکمل از انواع و اکمل از مصادیق بشود؛ وقتی که معنا ندارد پیغمبر به امور دنیوی بگوید ناراحت نشو، پس باید به امور اخروی بگوید، و چون ﴿لَاتَحۡزَنۡ﴾ پیغمبر حکایت از ما یقع است، به معنای نهی است و نهی به معنای إخبار است. ﴿لَاتَحۡزَنۡ﴾، یعنی قابل حزن نیست و مسئلۀ تو حزنی برنمی‌دارد، بنابراین یعنی اصلاً آخرت تو تضمین است!2

  • اگربگوید: ﴿لَاتَحۡزَنۡ﴾، دیگر ﴿إِنَّ ٱللَهَ مَعَنَا﴾ به چه معناست؟ اینکه عاقبت تو تضمین است، پس خدا با ما است؟! و اصلاً اینکه در این موقع و در این خصوصیّت این را گفتند، چه جایگاهی دارد؟! اصلاً اینهایی که دارد می‌بافد واضح‌الفساد و واضح‌البطلان است!

  • حالا این مسئله در اولیای خدا چه حسابی دارد؟ اگر واقعاً جنبۀ حزن و جنبۀ خوف در اولیای خدا نبود، پس این حالاتی که دارند یعنی چه؟! این حال گریۀ آنها یعنی چه؟! این حال بکاء یعنی چه؟! این یک مسئلۀ عویصه‌ای است که خلاصه، این مشکل برای اینها می‌ماند.

  • اینکه آقایان می‌گویند: «اینها حزن شان از ترک أولیٰ است؛ مثلاً یک‌وقت غیر أولیٰ‌ای از آنها سر نزند!» ترک اولیٰ هم همین‌طور است؛ وقتی معصوم است، دیگر ترک اولیٰ و غیر ترک اولیٰ ندارد: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا﴾؛3 منظور از ﴿يُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا﴾ طهارت مطلقه است. وقتی که امام به مقام طهارت مطلقه می‌رسد، دیگر ترک اولیٰ هم داخل در همین طهارت مطلقه خوابیده است، والاّ پس معلوم است که طهارت به معنای واقعی پیدا نشده است؛ درصورتی‌که ما می‌گوییم: طهارت مطلق است!

    1. سوره نجم (٥٣) آیه ٣. امام شناسی، ج ٢، ص ٢٥٣:
      «و از روی هوای نفس تکلّم نمی‌کند.»
    2. مفاتیح الغیب، فخر رازی، ج ١٦، ص ٥٣.
    3. سوره أحزاب (٣٣) آیه ٣٣. امام شناسی، ج ٢، ص ١٥٠:
      «این است و جز این نیست که خداوند اراده کرده است که فقط از شما اهل بیت هرگونه رجس و پلیدی را از میان بردارد و بتمام‌معنا شما را پاک و پاکیزه گرداند.»