اجازۀ شرع و عقل و فطرت به درخواست از خدا
12این روایتی است در صحیح بخاری از زبان عمر.1
ابوبکر: «ای کاش مرغی بودم و حساب و کتاب نداشتم!»
روایتی هم از ابوبکر است و عجیب است که این روایت هم در صحیح بخاری است، میگوید:
یک روز ابوبکر چشمش افتاد به مرغی که روی درخت نشسته بود، گفت: «ای مرغ، خوشا بهحال تو! از این شاخه میپری به آن شاخه، از آن شاخه میپری به آن شاخه، جایت در درخت است و از ثمرات و میوههای این درخت هم میخوری؛ و لا حسابَ و لا کتابَ، نه مسئولیّتی، نه حسابی و نه کتابی داری! من آرزو میکردم که بهجای تو بودم و از حساب و عقاب پروردگار خلاص میشدم!»2
نشانۀ حرکت در صراط مستقیم
معلوم میشود که اینگونه آدمها ذاتشان درست نیست! اگر کسی در دستش حجّت باشد، اینطور صحبت نمیکند، آرزو نمیکند که مثل مرغ باشد و حساب و عقاب نداشته باشد! بلکه مثل امیرالمؤمنین علیه السّلام خطبه میخواند و میگوید: «ای بشر! آنچه من میگویم درست است؛ و هرچه غیر از این باشد غلط! هر کس بیاید دنبال من، راهش سعادت است؛ و هر کس نیاید غلط!» نه یک روایت، نه دو روایت، نه یک مجلس، نه دو مجلس؛ تا آن وقتی که در روی زمین زنده بودند، همۀ حرفشان همین بود.3
آن کسی که صراطش مستقیم است یک علامت دارد. اگر انسان در شرایطی کاری کرده است و نمیداند آن کار درست بوده است یا غلط، یک راهش این است که وقتی شرایط و اقتضائات عوض شد، اگر او از کار خود پشیمان شود، معلوم میشود که وقتی که این کار را کرده است، از روی ادراک و یقین نبوده است؛ امّا نه، اگر شرایط عوض شد و باز هم انسان بگوید: «من همینطورم!» معلوم میشود که کارش از روی ادراک و یقین بوده است.
عدم ندامت و پشیمانی امام علیه السّلام نسبت به اعمال خویش
افرادی که حکومت و سلطنت دارند و امر و نهی دارند، هر کاری میخواهند میکنند؛ امّا وقتی از آن مقام میافتند، از همۀ کارهایشان پشیمان میشوند و توبه میکنند. امّا امام کارش توبه ندارد؛ امام زندان باشد، حاکم باشد، مأمور باشد یا آمر باشد، کارش صحیح است، و ندامت هم در کارش پیدا نمیکند. امیرالمؤمنین نادم نشد که چرا من بیست و پنج سال در خانه نشستم، نادم نشد که چرا چنین و چنان؛ چون کار او از روی یقین و نور است. بهخلاف آن کسی که در یک شرایط، موقعیّتی پیدا میکند و نفسش غلبه میکند و یک عملی انجام میدهد، و بعد که از آن موقعیّت میافتد، در کارش تجدید نظر میکند و میگوید: آخ، ای وای، کاشکی من این کار را نکرده بودم!
- این عبارت در نسخ در دسترس صحیح بخاری یافت نشد؛ لکن در کتب ذیل مذکور است: شعب الإیمان، بیهقی، ج ١، ص ٤٨٥؛ کنز العمّال، ج ١٢، ص ٦١٩؛ حلیة الأولیاء، ج ١، ص ٢٧؛ منهاج السنّة النبویّة، ج ٦، ص ٥، با قدری اختلاف.
- این عبارت در نسخ در دسترس صحیح بخاری یافت نشد؛ لکن در کتب ذیل مذکور است: المصنف، ابن ابی شیبه، ج ٨، ص ١٤٤؛ شعب الإیمان، بیهقی، ج ١، ص ٤٨٥؛ کنز العمّال، ج ١٢، ص ٥٢٨ و ٥٢٩.
- از باب نمونه رجوع شود به الاختصاص، ص ١٦٣؛ الاحتجاج، ج ١، ص ١٦٨؛ الأمالی، شیخ مفید، ص ٢١٢؛ الفضائل، ص ٣؛ المناقب، علوی، ص ٦٧.

