
اجازۀ شرع و عقل و فطرت به درخواست از خدا
اجازۀ شرع و عقل و فطرت به درخواست از خدا
14وقتی که خر عینالدّوله و غلام عینالدّوله اینطوری میشود، آنوقت این عزّتها میشوند مجازی، و حقیقتاً این غلام و خر عینالدّوله شأنش از آن وزیر بیشتر است؛ چون آن وزیر باید بیاید کنار و به این راه بدهد!
آنوقت کسی بیاید و غلام پروردگار بشود؛ امیرالمؤمنین عبارتش این است: «إلٰهی کَفیٰ بی عِزًّا أن أکونَ لَکَ عَبدًا!» من عبد هیچکس نشدم، نه عبد مال شدم، نه عبد زن شدم، نه عبد ریاست شدم، نه عبد هویٰ شدم، نه عبد هوس شدم، نه عبد برتری شدم، عبد هیچکس نشدم!
مگر آن وقتی که دنیا به صورت زنی زیبا جلوه کرد و در باغ آمد و در مقابل امیرالمؤمنین علیه السّلام ایستاد، حضرت او را با بیل نزدند و نگفتند:
قَد طَلَّقتُکِ ثَلاَثًا! لا رَجعَةَ لیَ فیکِ.1 «برو، من تو را سه طلاقه کردم! به زن سهطلاقه که نمیشود رجوع کرد.»
این میشود ولیّالمؤمنین و امیرالمؤمنین؛ و رسول خدا در روایت صحیح فرمود:
لقب امیرالمؤمنین اختصاص به علی دارد که او بر همۀ مؤمنین امارت دارد. و لا تَحِلُّ إمرَةُ المؤمنین بَعدی لِأَحَدٍ غَیره؛2 «حرام است و جایز نیست که بعد از علی کسی سِمت ریاست و امارت بر مؤمنین را بر خود ببندد!» این عبودیّت امیرالمؤمنین است:
کَفیٰ بی عِزًّا أن أکونَ لَکَ عَبدًا، و کَفیٰ بی فَخرًا أن تکونَ لی ربًّا؛ «وقتی خودم را عبد تو و تو را ربّ خودم میبینم، میبینم که چقدر عزیزم!»
طریقۀ شناخت معبود و مقصود واقعی هر کس
انسان هر موجودی را که عبادت کند، آن میشود خدای او. پس خدا در دنیا خیلی زیاد است دیگر! هر کس باید ببیند در مغز و سویدای دلش، مقصد و مقصود چیست؟ آن میشود خدای او! ﴿أَفَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ وَأَضَلَّهُ ٱللَهُ عَلَىٰ عِلۡمٖ﴾.3
در علائم آخر الزمان هم هست: «آلِهَتُهم بُطونُهم، و نِساؤُهم قِبلَتُهم، و شَرَفُهم الدَّراهِم و الدّنانیر.»4و5 آن میشود خدای او. در قلب انسان اطاعت از هرچه باشد غیر از خدا، آن میشود خدای انسان، حالا هرچه میخواهد باشد.
- غرر الأخبار، ص ٢٩٢؛ نهج البلاغة (عبده)، ج ٤، ص ١٥٢؛ مناقب آل أبیطالب، ج ٢، ص ١٠٢، با قدری اختلاف.
- روضة الواعظین، ج ١، ص ٩٤؛ الإحتجاج، ج ١، ص ٦١.
- سوره جاثیه (٤٥) آیه ٢٣. امام شناسی، ج ٢، ص ١٢٤:
«آیا دیدی تو کسی را که خدا و معبود خود را هوای نفس خود قرار داده، و خدا او را با وجود علم گمراه نموده است.» - جامع الأخبار، شعیری، ص ١٢٩، تعلیقه ١؛ بحار الأنوار، ج ٢٢، ص ٤٥٣. ترجمه:
«معبودهای آنان شکمهای آنان است، و قبلهگاه آنان زنهای آنان است، و شرف آنان منوط به داشتن درهم و دینار است.» (محقّق) - جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به معاد شناسی، ج ٢، ص ٢٥١.
