اجازۀ شرع و عقل و فطرت به درخواست از خدا
9این استکبار و انانیّت و شخصیّتشان آنها را در آتش میاندازد؛ زیرا که اینها حاضر نیستند برای خدا که از همۀ موجودات اصیلتر و قویتر و قویمتر و استوارتر و مفیدتر است، سر فرود بیاورند.
پس دعا کردن ـ در مرحلۀ فطرت و سپس در مرحلۀ عقل و سپس در مرحلۀ شرع ـ از چیزهایی است که موجب شرافت و کمال انسان است و عبودیّتِ انسان را نسبت به پروردگار، روشن میکند، و ذات انسان را از حجاب بیرون میآورد؛ چون ذات انسان عبد است و اگر تقاضا کرد خب این به معنای عبودیّت است دیگر، چون عبد چیزی ندارد، و آنچه که دارد مال مولا است. امّا اگر عبد از دعا کردن استنکاف کرد، معنایش این است که سرپوشی روی عبودیّت خود گذاشته و نمیخواهد اقرار به عبودیّت کند:
﴿سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾؛ «ما این عبدهایی که انکار عبودیّت میکنند، در آتش میاندازیم تا آن کبر و خودپسندی و شخصیّت، گداخته بشود.»
بازگشت همۀ موجودات با حال عبودیّت به محضر پروردگار
﴿إِن كُلُّ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ إِلَّآ ءَاتِي ٱلرَّحۡمَٰنِ عَبۡدٗا * لَّقَدۡ أَحۡصَىٰهُمۡ وَعَدَّهُمۡ عَدّٗا﴾.1
«همه باید بیایند پیش پروردگار! هر موجودی که در آسمانها و در زمین است، میآید و پیش خدا با حال عبودیّت حضور پیدا میکند.»
چه در این عالم اقرار به عبودیّت کرده باشند و چه نکرده باشند، چه مانند ملائکۀ مقرّب و فرشتگان که از اوّل اظهار عبودیّت کردند و چه مانند طایفۀ جنّ و انس که بعضی اقرار کردند و بعضی نکردند، همۀ اینها منحیثالمجموع باید سر در مقام عبودیّت بنهند و اقرار به عبودیّت بکنند.
اگر خدا فیالجمله با [انانیّت و استکبار] انسان مسامحهکاری کند و بگوید اشکالی ندارد، این به ربوبیّت او ضرر میزند؛ چون او ربّ است و اصیل و قدیم است و ذاتش غنی و صمد است و در او رخنه و شکاف و تزلزل معنا ندارد و نمیتواند پیدا بشود ـ اصلاً ذات خدا یعنی اصیل، شما بخواهید اصالت را از او بگیرید، سلب شیء از نفْس کردهاید؛ و این محال است! ـ، لذا تمام موجودات باید به حال عبودیّت در بیایند، و هر کسی به حال عبودیّت در نیاید ﴿سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾،2 او را به حال ذلّت و بدبختی میکشند به سوی جهنّم.
- سوره مریم (١٩) آیه ٩٣ و ٩٤؛ معاد شناسی، ج ٤، ص ٢٨٩:
«هیچیک از صاحبان نفوسی که در آسمان و زمین هستند، چارهای ندارند مگر آنکه با حال عبودیّت به خداوند رحمان وارد شوند * خداوند تعداد یکایک آنها را میداند، و شمارش صحیح و دقیق نموده است.» - سوره غافر (٤٠) آیه ٦٠.
- سوره مریم (١٩) آیه ٩٣ و ٩٤؛ معاد شناسی، ج ٤، ص ٢٨٩:

