اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فقر وجودی سالک در مقابل پروردگار

14٬557
سال 1416

فقره دعاء: من أين لي النجاة ولا تستطاع إلّا بك . 1 – انسان فقیر نیست عین فقراست. 2 – علامه طهرانی می فرمودند:انسان نباید نسبت به مخارج وهزینه هایی که در سفر حج انجام می دهد،منّتی بر خدا قرار دهد. 3 – بیان معناي «الحمداللَه» 4 – دعاي ابوحمزه ثمالی يك كتاب تربيتي و دستور سلوكي است. 5 – سلوك يعني تحقق بخشيدن به مطالبي كه جبنۀ واقعي دارند، چه سالك آن مطالب را از استاد بشنود يا نشنود.

فقر وجودی سالک در مقابل پروردگار

توضیحات:

فقره دعاء: من أين لي النجاة ولا تستطاع إلّا بك . 1 – انسان فقیر نیست عین فقراست. 2 – علامه طهرانی می فرمودند:انسان نباید نسبت به مخارج وهزینه هایی که در سفر حج انجام می دهد،منّتی بر خدا قرار دهد. 3 – بیان معناي «الحمداللَه» 4 – دعاي ابوحمزه ثمالی يك كتاب تربيتي و دستور سلوكي است. 5 – سلوك يعني تحقق بخشيدن به مطالبي كه جبنۀ واقعي دارند، چه سالك آن مطالب را از استاد بشنود يا نشنود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فقر وجودی سالک در مقابل پروردگار

7
  • در این دعای ابوحمزه ما می‌دانیم که صفریم، از صفر پایین‌تر هستیم، هیچیم و محویم و این‌ها تمام در ما تحقق دارد. این نکته است.

  • حالا ما باید چه کنیم؟ یعنی ما واقعا باید برخوردمان با این دعا چگونه باشد؟

  • در دستور سلوک این نیست که انسان یک مطلبی را از یک استاد بشنود و بعد برود به او عمل کند. دستور سلوک این است که انسان آن مطالبی که آن‌ها جنبه واقعی دارد، چه از استاد بشنود یا از

  • استاد نشنود، آن‌ها را برود در خودش متحقق کند. متحقق کردن یعنی بینه و بین اللَه این معانی را در خودش ایجاد کند، این معانی را در خودش بیاورد، به هر اندازه که می‌تواند، به هر اندازه که قدرت دارد.

  • و مرام و روش اولیاء و بزرگان این بوده که اصلا منتظر نبودند تا اینکه بروند از استاد چیزی بشنوند، شاگردان این‌جوری نبودند. آن‌ها می‌رفتند جاده را صاف می‌کردند برای این که استاد بیاید هر چه می‌خواهد در آن بریزد. قضیه این بوده! یعنی قبل از این‌که او بخواهد بگوید می‌رود پیش استاد، فرض کنید به استاد می‌گوید آقا این‌جا چه می‌خواهی؟ استاد می‌گوید آقا من از تو هرچه سرمایه داری می‌خواهم. می‌گوید قبل از این‌که تو بگویی من دادم. دیگر چه می‌خواهی؟ می‌گوید من جانت را می‌خواهم. می‌گوید قبل از این‌که تو بگویی من دادم. می‌گوید فرض بکن که نفست را می‌خواهم. می‌گوید این دیگر دست من نیست، این را دیگر خودت بیا درست کن. اما آن‌چه که در ظاهر هست از چیزها، آن را قبل از این‌که تو بگویی می‌دهم.

  • این‌ها را که او نباید بیاید درست کند. او باید بیاید خودیت را بگیرد انانیت را باید بگیرد، این‌ها را باید درست کند. این‌ها را که دیگر او نباید بیاید. ما در آن چیزهای اولی‌مان گیر هستیم. آقا می‌گوید آقا بیا پنج تومان به او بده، نمی‌دهد! این‌ها مال به اصطلاح ... چه می‌گویند؟ می‌گویند که در هر علمی یک مقدمات ابتداییه داریم که انسان باید قبلًا [به آن‌ها بپردازد،] شناخت موضوع، شناخت محمول، شناخت مسائل آن علم، تصورات ابتدایی [و ...] این‌ها جزو آن مقدمات ابتدائیه است! این را درست بکن، تازه بعد بیا حالا سراغ استاد باباجان!

/