اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فقر وجودی سالک در مقابل پروردگار

14656
سال 1416
نسخه عربی

فقر وجودی سالک در مقابل پروردگار

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  •  

  • إلَهِى لَا تُؤَدِّبْنِى بِعُقُوبَتِک وَ لَا تَمْکرْ بِى فِى حِیلَتِک مِنْ أَینَ لِى الْخَیرُ یا رَبِّ وَ لَا یوجَدُ إِلَّا مِنْ عِنْدِک وَ مِنْ أَینَ لِىَ النَّجَاةُ وَ لَا تُسْتَطَاعُ إِلَّا بِک لَا الَّذِى أَحْسَنَ اسْتَغْنَى عَنْ عَوْنِک وَ رَحْمَتِک وَ لَا الَّذِى أَسَاءَ وَ اجْتَرَأَ عَلَیک وَ لَمْ یرْضِک خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِک یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَب یا رَبِّ یا رَب ...1

  • ظاهرا قبلا عرض شد که این خیری که انتساب به ما دارد و از ما ... که از جنبه فعلی یا از جنبه وصفی و نعتی ...، این خیر از کجاست؟ ما که وجودمان در اصل و در حقیقت خودش فِناء محض بود و این ماهیات به واسطه وجود حق، تعین و تشخّص پیدا کرد و به قول مرحوم آخوند: «اطلاق فقیر بر ما اصلا غلط است باید اطلاق فقر گذاشت.»2 که همان صرف وجود رابط در اینجا هست.

  • خب این خیر از چیست؟ خدایا تو داری ما را سر کار می‌گذاری؟ و این همه هندوانه بارمان می‌کنی، هی می‌گویی شما آدم‌های خوبی هستید، کسی که این کار را بکند چه است و فلان است. آخر پس این قضیه خیر چیست؟ این مسئله از کجاست؟

  • ما یک وقتی انفاق می‌کنیم در این انفاقمان می‌بینیم که به جا بوده خوشحال می‌شویم. چرا باید خوشحال بشویم؟ حالا موارد دیگر که کار خلاف می‌کنیم و اسراف‌ها و خرج‌هایی که در اینجا هست و این‌ها، این‌ها به کنار؛ فرض کنید یک انفاقی می‌کنیم این امر خیری که از ما سرمی‌زند خوشمان می‌آید، خب الحمدللّه این‌طور شد، به جا بود، به موقع بود و این‌ها، این خوشحالی جهتش چیست؟

  • با خدا باید از در بندگی و فقر وارد شد نه حساب و کتاب کردن‌

  • در آن سفر اولی که ما مکه مشرف شدیم، من شانزده سالم بود، شانزده سال و خورده‌ای، آن‌جا شب اول مدینه بودیم. افرادی بودند آن موقع با ما که الان نیستند، از دنیا رفتند، البته از رفقای سلوکی‌ کسی نبود ولی از همین رفقای مسجدی آقا یک چند نفری بودند که یکی و دوتا و سه‌تای ایشان از دنیا رفتند، بیشتر؛ نشسته بودیم، هنوز به حرم مشرّف نشده بودیم، شب بود، از این هیئت بنی‌فاطمه هم آن کله‌گنده‌های ایشان هم بودند. آن‌جا ما خیلی چیزها دیدیم. بعد یکی از این‌ها آمد و گفت که آقا قبل از این‌که شما تشریف بیاورید با رفقا صحبت بود، بحث بود که بالاخره ما یک پولی خرج کردیم، از بچه‌ها دور افتادیم، آمدیم در یک کشور غریب ...

    1. مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج ٢، ص ٥٨٢: دعاء السحر فى شهر رمضان.