فقر وجودی سالک در مقابل پروردگار
4اگر خدا بخواهد حساب برسد همچنین میآید میگذارد کف [دست] آدم ... [افتادگی نوار آخر دقیقه ٨]
تازه امسال، آن هم چون به اسمت درآمده، بلند شدی داری میآیی اینجا.
در مسئله حج (حالا خب بحث استطرادی است) اینطوری که مطرح است اینجوری نیست. مسئله حج خیلی مهم است. من اینطور به نظرم میرسد که حتی اگر کسی ماشیاً و بدون وسیله مستطیع است باید مکه برود. به طور ماشیا میتواند کسی برود ولو شش ماه طول بکشد، باید مکه برود، واجب است. اگر کسی میتواند برود و در راه کسب معاش کند، باید برود، حج بر او واجب است.1 این [طور] نیست که حتما یک صندوق پول کنار باشد، خرج ایاب و ذهاب و عائله و برگشت و [غیره را داشته باشد.] این حرفها نیست! اگر کسی نمیتواند تنها برود و برای حجش باید با معین برود واجب است حتی پول معین را هم بدهد و بعد مکه برود. مسئله حج خیلی مهمتر از این حرفهاست. این را از منقل و بافور و اینها نمیگویم، از ادله است که به دست آمده.
آن وقت حالا ما همه کار انجام میدهیم، دو زار گیر میآوریم داریم مکه میرویم، میخواهیم با این، ششتا در بهشت را بخریم (هفتتاست یا ششتا؟ نمیدانم) تمام حور و غلمان را به اسارت خودمان دربیاوریم و ملائکه را و اینها را همه را در استخدام و تسخیر خودمان بگذاریم.
آن وقت قضیه چیست؟ پس اصل قضیه چیست؟ اصل قضیه این است که بگوییم خدایا نه خرجی کردیم، نه راهی آمدیم، نه کاری کردیم، بدبخت و بیچاره و فقیر و سرا پا گناه و بیهیچ، همین! یا علی مدد! اگر اینطوری آمدیم خب. [خوب است.] اما اگر نه، آمدی گفتی خدایا من خرج کردم، خدا برمیدارد میگذارد در کاسهات! چقدر تو خرج کردی؟! یکی یکی [حساب میکشد!] (نا مفهوم ١١: ١١) خدایا من عمر خودم را در اینجا برای تو صرف کردم. میگوید: تو کجا بودی؟ تو تا حالا این عمرت را کجاها صرف کردی؟
- جناب مؤلف در درس خارج فقه حجّ، بحث استطاعت اين مطلب را به نحو استدلالى به اثبات رسانيدهاند. إنشاءالله به زودى كتابى با موضوع« استطاعت در حجّ» از ايشان به زيور طبع آراسته خواهد شد. در اينجا به چند روايت اشاره مىشود: ١- ٢- ٣.

