فقر وجودی سالک در مقابل پروردگار
5آقا وقتی بنا بر حساب کشی باشد، یک حسابی میکشند، یک حسابی میکشند، یک حسابی میکشند، مو را از ماست که چه عرض کنم، کره را از ماست میکشد بیرون! بدون به هم زدن، بدون اینکه تبدیل به دوغ بکند! اینجوری ها! درمیآورند.
شما نشستی پیش خودتان میگویید یک کاری انجام دادم، کار خیر و فلان و این حرفها انجام دادم، بعد آدم میگوید خب خیلی خب! بعد میرود با خودش فکر میکند، میبیند نه، یک خورده هم خودمان در آن دخیل بودیم، اگر اینجور میشد آن کار را نمیکردیم.
خب حالا بعضی چیزها زود معلوم میشود. بعضی وقتها اینقدر کارهای ما تو در تو است و اینقدر پیچیده است که هی مینشینی فکر میکنی فکر میکنی، بعد از یک ساعت [میرسی به مطلب که] آهان! نه، آنطوری که خالص خالص [باید باشد] نبوده. آن وقت برای [خدا] که دیگر نشستن و محاسبه [کردن] ندارد، صاف میرود پرونده را جلو میگذارد میزند روی شاسی، تمام اینهایی که تو در تو ما باید برویم صاف میآورد جلو میگذارد! نگاه میکنی، بابا [چه کار] میخواهی بکنی؟ ا چه را میخواهی عرضه بداری اینجا؟! خدایا من این کار را انجام دادم! تو در وجود خودت محتاج به غیری، چه برسد به فعلت! من انجام دادم!
پس بنابراین این انفاقی که ما میکنیم و این خیر است و خوشمان میآید این خوش آمدن برای چیست؟
یک وقتی این خوش آمدن به خاطر این است که خدایا ما یک وسیلهای بودیم از وسایل تو، یک واسطهای بودیم از وسائط تو؛ اگر این است، خب این خوب است. آن وقت اگر اینطور باشد، اگر کسی دیگر هم این کار را بکند باید به همان اندازه خوشمان بیاید.
ولی اگر نه، خوشمان آمد که ما این کار را کردیم، گرچه کار کار خوب است، در خوب بودنش صحبت نیست، ولی اینکه ما کار خوب را انجام دادیم، خدا میگوید ها! فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً مقام عزّت و مقام غیرت ... غیرت مال خدا است.1
- سوره يونس (١٠) آيه ٦٥ و سوره نساء (٤) آيه ١٣٩: الله شناسى، ج ٢، ص ٢١٥: تحقيقاً جميع اقسام عزّت اختصاص به خدا دارد.

