فقر وجودی سالک در مقابل پروردگار
6خدا میگوید تمام خیرها مال من است. «الحمدلله» تمام حمدها و اصلا حقیقت حمد مال من است. چرا حقیقت حمد مال اوست؟ چون مسبّب حمد و سبب حمد، اوست. انسان بر یک امر پسندیده حمد میکند دیگر، اگر کسی یک چَکی در گوش شما بزند شما دستش را میبوسید؟! از او تشکر میکنید؟! اگر کسی بیاید مال شما را ببرد حمدش میکنید؟! ستایش میکنید؟! کسی [که] بیاید به شما تعلیم بدهد حمدش میکنید، کسی [که] بیاید به شما یک پولی بدهد حمدش میکنید، کسی [که] بیاید به شما یک محبتی بکند حمدش میکنید. این حمد یک سبب میخواهد، ریشه میخواهد. وقتی که میگوییم: أنّ الحمدلله یعنی چه؟ یعنی أنّ اصلَ الحمد و سببَ الحمد و منشأ الحمدِلله بس جمیعا؛ پس بنابراین تمام خیری که آن خیر از ناحیه خدا هست و آن خیر موجب حمد است، آن خیر مال اوست دیگر.1
پس این انفاقی که الان تو داری انجام میدهی، این انفاق حقیقتش از اوست. این [خدا] میتوانست [کاری] بکند [که] تو را از این فقیر [بگذراند] و فکرت را ببرد در جای دیگر. فقیر رد بشود و تو دست در جیبت نکنی. میتواند این کار را بکند و شده و همه [شنیدیم.] نامفهوم
این دعای ابوحمزه ثمالی عجیب دعایی است! حضرت سجاد آمده لباس ما را پوشیده به خودش و دارد دعا میکند. یعنی آمده در قالب من نوعی و دارد دعا میکند. یک عبارتهایی در آن هست ها! عجیب است! اصلا آمده خودش را پایین پایین آورده در حد یک فرد عادی معمولی و دارد از زبان او میگوید خدایا من اینم من اینم من اینم من اینم! یعنی تمام اطوار کون را که بر یک انسان میگذرد، کون وجودی خودش را، دارد حضرت به لسان دعا و به لسان [خود] (نا مفهوم است ٢٤: ١٦) [بیان میکند] یعنی واقعا این دعای ابوحمزه یک کتاب تربیتی است، یک دستور سلوکی است.
- جهت اطلاع بيشتر ن. ك: الله شناسى، ج ٣، ص ٣٠٧- ٣١٠: هر گونه حمدى از هر حامدى به هر محمودى، حمد خداوند است.

