اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فقر وجودی سالک در مقابل پروردگار

14656
سال 1416
نسخه عربی

فقر وجودی سالک در مقابل پروردگار

8
  • [اما] ما حالا نه! [استاد] می‌آید می‌گوید که آقا بیا این کار را بکن! نمی‌خواهم! آن کار را بکن! نق می‌زنیم. این کار را بکن! اگر هم انجام بدهیم در آن نق داریم، در آن حرف داریم.

  • من آن‌چه را که شنیدم و دیدم دارم می‌گویم و برای خود من خوب است، [برای‌] خودم، رفقا، همه خوب است دیگر. این مسائل حقیقی مسایلی [است که‌] برای همه خوب است، برای خود ما هم خوب است، ما از همه بیشتر نیازمند این‌ها هستیم، جداً می‌گویم، من از همه خودم را بیشتر محتاج می‌بینم.

  • آقا وقتی که پیش اساتید خودشان می‌رفتند، این نبوده که من دارم آن‌جا می‌روم. وقتی که ایشان پیش استاد می‌رفتند یعنی «هرچه که تو می‌خواهی در آن بریز» است. یعنی من هیچی ندارم، در این قلب‌

  • ما هیچی نیست، تو هرچه می‌خواهی در آن بریز. می‌خواهی خدا را در آن بگذار می‌خواهی کس دیگر را در آن بگذار! من دیگر هیچی ... این‌جور اگر کسی رفت، آن بهره را می‌برد. اما اگر نه، ما الان می‌رویم اگر او حرفی زد بعد می‌نشینم حالا فکر می‌کنیم، خب حالا برای چه این را گفت؟ چرا گفت؟ حالا نمی‌شود آن جورش کنیم؟! حالا نمی‌شود این جورش کنیم؟! حالا نمی‌شود ... این حرف‌ها ندارد اصلا!

  • دو نفر اختلاف داشتند قرار شد که آقا اختلاف ایشان را حل کند، من هم در جریان بودم (حالا این قضیه‌ای که می‌گویم برای اخیر نیست، برای مثلا حدود ده دوازده سال پیش است) من دیدم این دوتا دارند هی می‌روند برای خودشان مدرک جمع می‌کنند! آن زید را می‌بیند، عمرو را می‌بیند. تو آن قضیه آن‌جا یادت است؟ بیا بگو! تو آن قضیه یادت است؟ بیا بگو! تو آن فلان است ... آن هم می‌رود برای خودش دارد [مدرک جمع می‌کند] که هر دو با دست پر و با کیسه پر، آن وقتی که شروع می‌شود، این بریزد این ادله را بیرون و آن هم به مصافش بیاید!