اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت نجات و رستگاری(2)

0
سال 1416

مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه یازدهم از مجالس شرح دعای ابوحمزه ثمالی، به مبحث مهم حقیقت نجات و رستگاری ادامه می‌دهد. ایشان توضیح می‌دهد که نجات یعنی فلاح و رستگاری یعنی نجات از شرک، نجات از نفس، نجات از گرفتاری‌ها و تارهایی که مانند عنکبوت به دور خود تنیده‌ایم. در ادامه و در بیان مراد از روایت شریف «فَأمّا مَن کانَ مِنَ الفُقَهاءِ صائِناً لِنَفسِهِ حافِظاً لِدینِهِ...» به دیدگاه برخی علماء، مانند آیات عظام بروجردی و شیخ حسین حلی، استاد علامه طهرانی، می‌پردازند. مرحوم استاد با بیان حکایات پندآموز به آسیب‌شناسی گرفتاری‌های مردم و ملت‌ها پرداخته و تفاوت دو دیدگاه مادی و ملکوتی را به حکومت و مملکت تبیین می‌نماید و در همین راستا، به جایگاه دنیا از نظر امیرالمؤمنین علیه السلام و نیز سیره اولیاء الهی مانند مرحوم حداد و علامه طهرانی، اشاره می‌نماید.

حقیقت نجات و رستگاری(2)

7
  • اینها تارها است، اینها تخیّلات است، اینها بت‌ها است! آن‌وقت بر این اساس برنامه می‌ریزیم، صغریٰ و کبریٰ تشکیل می‌دهیم، نتیجه می‌گیریم و به‌عنوان یک حکم اسلامی یا یک فتوای اسلامی یا فتوای ملّی، می‌آییم و اقدام می‌کنیم، امّا در واقع تمام اینها تخیّل است! ما باید از اینها نجات پیدا کنیم!

  • اینکه می‌فرماید: «فَأمّا مَن کانَ مِنَ الفُقَهاءِ صائِنًا لِنَفسِهِ، حافِظًا لِدینِهِ»، کسی است که نجات پیدا کرده است. عزیز من! من بعد از چهل سال در خودم می‌بینم نجات پیدا نکرده‌ام! واللَه نجات پیدا نکرده‌ام! به این حضرت معصومه قسم، نجات پیدا نکرده‌ام! خب تو هم مثل من، تو که تافتۀ جدا بافته نیستی! شاید هم من جلوتر از تو باشم! آخر روی چه حسابی و چه کتابی؟! چطور شد تا وقتی که ما بر سر قدرت هستیم این حکومت، حکومتِ اسلام است؛ وقتی که می‌خواهند ما را کنار بزنند، حکومت از یزید هم بدتر است؟! خب این معلوم است که آن طرف تو هم خراب بوده است! چطور تا وقتی که شما قاضی بودی، کذا و کذا است؛ حالا که تو را کنار می‌گذارند، می‌گویی دیگر بالا و پایین شما را فاش می‌کنم؟! خب معلوم است که آن طرف تو هم خراب بوده است! نجات از این، نجات از هویٰ، نجات از تخیّل؛ این منظور حضرت است!

  • نجات فقط از جانب خداوند

  • و مِن أینَ لِیَ النَّجاةُ؛ «ما کی می‌توانیم نجات پیدا کنیم و کی نجات برای ما میسّر می‌شود» و لا تُستَطاعُ إلّا بِکَ؛ «درحالتی‌که این نجات و رستگاری فقط به دست تو است؟! فقط و فقط به دست تو است!»

  • ما خیال می‌کنیم که می‌توانیم یک قدم از خودمان برداریم! امّا طبق برهان، متحرِّک هیچ‌وقت نمی‌تواند محرِّک باشد، امکان ندارد! ذات ما که از جنبۀ فعلیّت محتاج است و در وجود خودمان متجلّی از او و متّکی به او هستیم و ظلّ برای او هستیم، چطور ممکن است در افعال خودمان مستقلّ به ذات باشیم و از او مستغنی باشیم؟! چطور ممکن است؟! مگر امکان دارد؟! این افرادی که مدام می‌گویند اتّکاء به نفس و غرور ملّی و...، اینها اصلاً بویی از اسلام نبرده‌اند! اتّکاء به نفس یعنی چه؟! باید اتّکاء به خدا باشد، باید به خدا متکّی بود.1 نفس کیست؟! ما چه کسی هستیم؟! ما باید شعارهایمان تفاوت داشته باشد، شعارهای ما باید با بقیّۀ جاها فرق بکند! کمونیست‌ها هم همین را می‌گویند! پس بین اسلام و بین آنها چه فرقی است؟! هوشی‌مینه همین حرف را می‌زد و می‌گفت: «ویتنام وقتی می‌تواند بر آمریکا غلبه کند که خودش بتواند روی پای خودش بایستد!» همین حرف را می‌زد دیگر؛ امّا اسلام این حرف را نمی‌زند، اسلام می‌گوید فقط خدا!

    1. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به آیین رستگاری، ص ٣٤.