حقیقت نجات و رستگاری(2)
9نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست *** سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش1 یعنی وقتی که آن حشمت را دارد، آن حشمت را از خودش نمیبیند و به آن مور هم نظر دارد. امّا هارون نه، هارون این حشمت را از خودش میبیند.
تو سلیمان بشو، آنوقت برو هر کاری میخواهی بکنی بکن! ما سلیمان نشدهایم و میخواهیم ادای سلیمان را دربیاوریم! خب اینکه نمیشود! اوّل باید ذات ما دگرگون بشود و در آن دگردیسی و تغییر و تحوّل ایجاد بشود، بعد وقتی که اینطور شد دیگر به تو حکومت دادند که دادند، ندادند که ندادند؛ تو را مرجع کردند که کردند، نکردند که نکردند؛ تو را شاه کردند که کردند، نکردند که نکردند؛ به تو پول دادند و مستغنی شدی و غنی شدی که شدی؛ تمام ثروت دنیا را ندادند که ندادند!
جایگاه دنیا در نظر امیرالمؤمنین علیه السّلام
امیرالمؤمنین علیه السّلام کسی بود که وقتی فضّه آمد و آن کیمیا را آورد و آن طلا را به آن حضرت داد، حضرت فرمود: «این چیست این را برای چه کسی آوردی؟! برای چه آوردی؟! نگاه کن ببین!» نگاه کرد دید که یک نهر آبی دارد میرود و این جواهرات عجیبی که او درست کرده است و اصلاً در حساب نمیآید، همینطور دارد حرکت میکند.
حضرت فرمود: «بابا اینها مال ما است! تو مس را طلا کردی و داری برای ما طلا میآوری؟!» وقتی که او چنین چیزی را میبیند، میگذرد و میگوید: «چهکار کنم؟» فرمود: «در این رودخانه بینداز تا برود!» آن هم آن کیمیا و آن اکسیری را که داشت، برداشت و در رودخانه انداخت و آن را برد.2
حالا یکچنین کسی سه روز نان جو هم بخورد، خب خورده است؛ ﴿وَيُطۡعِمُونَ ٱلطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ﴾.3
آن معاویه بیعقل بود که میگفت: «اگر در یک دست علی یک خانه از کاه بود و در دست دیگر او خانهای از طلا بود، آن را زودتر میبخشید!»4 برای آن بیچاره ارزش طلا از کاه و گندم بیشتر بود که این حرف را میزد؛ امّا برای علی بین کاه و طلا اصلاً تفاوت نمیکند! واللَه تفاوت نمیکند! یعنی اصلاً وقتی که نگاه به کاه میکند انگار طلا است، نگاه به طلا میکند مثل اینکه کاه است؛ چون هر دو را از یک مبدأ میبیند، وقتی که هر دو از یک مبدأ است و تو وسط اینجا هیچ کاره هستی، حالا ـ به قول ترکها ـ مرا سَنَنه؟! فرض کنید در جیب شما یک چک صد میلیاردی است، برای من با یک لیوان آب چه فرقی میکند و چه چیزی به من میدهند؟! حضرت علی این دوتا را از یک مبدأ میدید، لذا برایش هیچ فرقی نمیکرد!
- دیوان حافظ، غزل شماره ٢٨٠.
- مشارق أنوار الیقین، ص ١٢٦؛ انوار الملکوت، ج ١، ص ٦٩، با قدری اختلاف.
- سوره انسان (٧٦) آیه ٨. امام شناسی، ج ٩، ص ١٠٥:
«و براساس محبّت خداوندی، مسکین و یتیم و اسیر را اطعام مینمایند.» - کشف الغمّة، ج ١، ص ٤٢١:
«قال معاویة: ”...فواللَه لو کان بَیتانِ بَیتُ تِبنٍ و بَیتُ تِبرٍ، لأَنفَدَ تِبرَه قبلَ تِبنِه!“»

