حقیقت نجات و رستگاری(3)
7فهمیدید چه عرض میکنم؟! آیا او حق دارد سر تسلیم به این فرود نیاورد یا حق ندارد؟! ما کجا هستیم؟!
شهید مطهری: «توقّع مردم از یک مرجع، توقّع از یک پیغمبر است!»
در کتاب ولایت فقیه هست که کسی رفته بود به حاج آقا حسین قمی1 گفته بود:
آقا آنچه که مردم از شما توقّع دارند توقّع یک مرجع نیست، مردم از شما توقّع پیغمبر را دارند! آیا شما در این مقام هستید یا نیستید؟!
مرحوم آقای مطهری ـ خدا بیامرزدش ـ وقتی پاریس رفت و برگشت، در آن جلسهای که از پاریس برگشته بود و داشت شرح ماجرا و مسائل را برای آقا تعریف میکرد؛ البته من بخشی از آن را بودم و بعد دیدم اینطور راحتتر است که خصوصی باشد، و رفتم. میگفت:
من یک روز رفتم پیش ایشان و گفتم: آقا شما الآن میدانید که چطور در ایران مطرح هستید؟! حرف شما حرف اوّل است، کلام شما کلام اوّل است؛ شما یک اعلامیه که میدهید بعد از یک ساعت در تمام ایران انجام میدهند. نهتنها در ایران، چشم دنیا الآن به شما دوخته شده است! توقّعی که مردم از شما دارند و اهتمام به انجام اوامری که از شما دارند، آن اهتمامی است که مردم به رسولاللَه دارند! آیا شما خودتان را در این مقام میبینید و به موقعیّت خودتان واقف هستید؟!
ایشان هیچ جوابی ندادند و همینطور سرشان را پایین انداختند و هیچ حرفی نزدند!
ببینید اینها چیزهایی است که خود اینها هم به این مسائل واقف بودند؛ مسئله خیلی حسّاس است!
لزوم تصحیح نحوۀ عملکرد در ارتباط با دیگران
ما فقط ادّعای سلوک نکنیم؛ ادّعای سلوک به اینکه الحمدلله ذکر میگوییم و نماز شب و این حرفها را داریم، و خودمان را گل سرسبد بدانیم! باید بدانیم که کارمان و فعلمان چیست؟ ما که مقام ثبوتش را نمیدانیم و خبر نداریم، ما را چه به اینکه این حرفها را بزنیم؟! ولی دیگر اینقدر که پسر ایشان هستم و در زندگی ایشان هستم، این را دارم میگویم که ایشان چنان عدلی را در زندگی خانوادگی پیاده کردند که صدای ما را درآورده بودند! قضیّه این است.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون احوالات حاج آقا حسین قمی رجوع شود به ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ٤، ص ٢٥.

