
اولیاء الهی مجرای نزول مشیّت پروردگار
فقره دعاء: لا الذي أحسن استغني عن عونك و رحمتك و لا الذي أساء و اجترأ عليك و لم يرضك خرج عن قدرتك. 1 – علم يعني حالت اطمينان به واقع 2 – مرحوم آية اللَه حاج سيد جمال الدين گلپايگاني می فرمودند: كسي كه عرفان ندارد ، هيچ چیز ندارد. 3 – مرحوم علامه طهرانی ميفرمودند: علّت مخالفت مردم نجف با مرحوم قاضي اين بود كه مرحوم قاضي ميفرمود هر چه داري از خداست و تو هيچ نداري. 4 – علت خانهنشيني مرحوم نائيني به مدّت پنج سال. 5 – بیان ذلّت شاه و خانواده او در آمريكا. 6 – پيامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم میان خود و امثال عَمر بن عَبدُود هیچ تفاوتی نمی دید و همه را بندۀ خدا به حساب می آورد. 7 – سخن اديسون و انيشتن در تعريف اختراع. 8 – فقط يك قدرت و ولايت بر جهان حاكم است و آن ولايت خداست كه مظهرش حضرت بقية اللَه عليه السلام می باشد. 9 – بیان کیفیت نجات مرحوم آية اللَه حكيم بدست مرحوم حداد. 10 – مقام جمعيت عبارت است از عدم اختلاط بين تكوين و تشريع.
اولیاء الهی مجرای نزول مشیّت پروردگار
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحيم
وصلَّى اللَه عَلَى سيّدنا و نبيّنا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّيبين الطّاهرين و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعينَ
«إلَهِى لَا تُؤَدِّبْنِى بِعُقُوبَتِكَ وَ لَا تَمْكُرْ بِى فِى حِيلَتِكَمِنْ أَيْنَ لِى الْخَيْرُ يَا رَبِّ وَ لَا يُوجَدُ إِلَّا مِنْ عِنْدِكَ وَ مِنْ أَيْنَ لِىَ النَّجَاةُ وَ لَا تُسْتَطَاعُ إِلَّا بِكَ لَا الَّذِى أَحْسَنَ اسْتَغْنَى عَنْ عَوْنِكَ وَ رَحْمَتِكَ وَ لَا الَّذِى أَسَاءَ وَ اجْتَرَأَ عَلَيْكَ وَ لَمْ يُرْضِكَ خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِكَ.1
حضرت در اینجا میفرماید: از كجا برای من نجات و رستگاری میسر خواهد شد در حالتی كه فقط به تو این امر انجام میپذیرد؟ آن كسی كه كار نیكو انجام داده، از كمك و رحمت تو مستغنی نبوده و مستقل به ذات این عمل نیكو را انجام نداده، و نه آن كسی كه كار زشت انجام داده و بر تو جرأت كرده و مخالفت امر و نهی تو را به جای آورده و تو را از خودش راضی نكرده این از قدرت تو بیرون رفته.
نجات به معنای فلاح است و رستگاری
عرض شد كه نجات به معنای فلاح است. فلاح و رستگاری به واسطه علم برای انسان حاصل میشود و بیرون آمدن از جهل، بله كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ2 برای انسان علم حاصل بشود. علم یعنی حالِ اطمینانِ به واقع در قبال یقین است. یقین یعنی قطع به یك موضوع ولو این كه بعدا كشف خلاف بشود. شما یقین دارید فرض كنید كه من باب مثال: به یك قضیه كه زید فلان حرف را زده بعد هم روی حرف ترتیب اثر میدهید و چه میكنید و بعد هم كشف خلاف میشود.
آن قطّاعی كه قطع پیدا میكند واقعا یقین میكند، یعنی قطع دارد و به لحاظ این قطعش، خب ترتیب اثر میدهد و حالا در حالی كه خب هی مرتب كشف خلاف برایش میشود چون قطّاع همان طوری كه زیاد برایش قطع پیدا میشود در نتیجه زیاد هم برایش كشف خلاف میشود مقابل این قطع، چون قطعش بر پایهای استوار نیست، لذا كشف خلافش هم خیلی سریع است.
- مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج ٢، ص ٥٨٢: دعاء السحر فى شهر رمضان.
- س تكاثر آيه ٤- ٨
