شرح و تفسیر حقیقت مظهریت اولیاء الهی از پروردگار
13وصول به اطلاق ذات خدا با گریه و دعا و راز و نیاز
اینها همه مال چیست؟ اینها همه مال این است که به ما بگوید که ای بنده من که وجود نازله منی. به خودت نناز، این مال اینِ ها! خدا نیامده حرف مفت بزند بر این است میگوید تو که وجود نازله هستی حالا که فهمیدی من اینم بیا حالا بیفت گریه کن، حالا بیفت چکار کن، زاری کن حالا بیفت دست به دعا بشو تا همین وجود نازل من، من چکار کنم این را بیاورم خودم چی کار کنم؟ خودم بپرورانمش، درستش بکنم.
تشریع و امر و نهى وعدل و ظلم در مقام ظهورست اما در مقام ذات اصلا معنا ندارد
خدا نیامده مجاز بگوید که به خدائیت خود خدا قسم که یک بال مگس به اراده و اذن او نمیزند، نمیزند. اما اینها را برای مای بشر آمده گفته که تو گرچه وجودت وجود مستقل نیست، قدرت تو قدرت مستقل نیست، قدرت تو قدر من است. اختیار تو اختیار من است. اما این وجود مستقل با این اختیاری که آمده و آن اختیار من است، اگر تو که در مقام جهل هستی و هنوز نفست متغیر نشده و ما نمیدانیم که خدا نسبت به ما چه تصمیم گرفته، میدانیم یا نمیدانیم؟ نمیدانیم اگر بدانیم خدایا نسبت به من چه تصمیم گرفتی خب میرویم پی کارمان دیگر و چون نمیدانیم، شاید نظر خدا بر این است که ما را کامل کند ما که خبر نداریم، خبر داریم؟ نه آیا صادق مصدَّق به شما گفته که هیچ وقت شما به کمال نمیرسید بیخود ول معطلید نه. بله وقتی که رفتیم و به هر مرحلهای رسیدیم انکشاف میشود کشف بعدی، انکشاف میشود که تقدیر خدا و قسمت خدا برای ما این بوده، این کشف میشود ولی هنوز تا وقتی کشف نشده مایی که الان خود را در این ظرف اختیار میبینیم، چه کنیم؟ خب میفهمیم احساس میکنیم به مقتضای احساس تشریع میآید. پس تمام تشریع و فلان و امر و نهی و عدل و ظلم و فلان و این حرفها همه اینها در مقام ظهور است اما در مقام خود ذات که عدل اصلا معنا ندارد ظلم اصلا معنا ندارد.

