شرح و تفسیر حقیقت مظهریت اولیاء الهی از پروردگار
15پس بنابراین امام سجاد علیه السلام میخواهد بفرماید که: حالا که قرار بر این است که کافر اگر کفر دارد باز آن قدرتش، باز آن کفرش، باز آن عرض میشود که جرأتاش، آن فاسق، آن جرأتش همان قدرتی است که تو به او دادی و دارد با همان قدرت دارد به تو تجری میکند. اگر مسلمان، اگر شخص صالح دارد اطاعت تو را میکند آن عبادتش عبارت است از همان قدرتی که خود تو که در او است و دارد تو را عبادت میکند. یعنی داری خودت را عبادت میکنی؟ حالا که اینطور هست پس من أین لى النجاه من دنبال که بروم برای این نجاتم برای بیرون آمدن از این جهلم که من این معنا را احساس نمیکنم دارم اعتراض میکنم، خدایا پس این چه شد؟ پس آن چه شد؟ من دنبال کی دیگر بروم؟ خدایا همه درها به روی من بسته است من شخصی را سراغ ندارم که از او طلب نجات کنم چون نجاتم به دست تو است. من شخصی را سراغ ندارم که از او حمایت کنم چون آن حمایت من فقط به دست تو است. اگر سراغ کافر بروم قدرت کافر هم قدرت تو است. سراغ شیعه بروم قدرت شیعه هم قدرت تو است. حالا که اینطور هست، پس بنابراین خلّصنا من النار یا ربّ1 از این نار جهل بیا نجات بده.
این حضرت یونس بنده خدا به همین درد مبتلا شده بود. این قضیه را بگویم و دیگر تمام کنم. حضرت یونس پیغمبر بود ولی کامل نبود هنوز دو میدید هنوز توحید او کامل نشده بود پیغمبران مراتب دارد هر کسی که پیغمبر ما نمیشود.
حضرت داوود اشتباه کرد. اشتباه کرد، دوتا ملک به صورت دو نفر مدعی و مدعی علیه آمدند سراغش حکم عوضی داد فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكعاً وَ أَنابَ2 شروع کرد استغفار کردن خصمان بقى على بعضنا .. فی الخطاب نمیدانم قال لقد ظلمک بسوال نعجه من نعاجک و ان کثیرا من الخلفاء یبقى بعضنا لبعض اشتباه کردی بیخود کرده یک گوسفند تو را گرفته این گوسفند مال تو است.
- البلد الأمين و الدرع الحصين، ص ٤٠٢: دعاء الجوشن الكبير: مَرْوِى عَنِ النَّبِى ص وَ هُوَ مِائَةُ فَصْلٍ كلُّ فَصْلٍ عَشَرَةُ أَسْمَاءٍ وَ تُبَسْمِلُ فِى أَوَّلِ كلِّ فَصْلٍ مِنْهَا وَ تَقُولُ فِى آخِرِهِ: سُبْحَانَك يا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ يا رَبِّ يا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكرَامِ يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين.
- (٣٨) ص: ٢٤ قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِيلٌ ما هُمْ وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ.
افق وحى، ص ٢٣١- ٢٣٦: آيات دالّه بر اينكه انبياء داراى مراتب مختلف بودهاند.

