شرح و تفسیر حقیقت مظهریت اولیاء الهی از پروردگار
10من با اینها چه کنم؟ من با اینها چه کنم؟ میخواهیم با اینها بیایم جلو بیاییم جلو وقتی که به یک حدی میرسیم که اینها داغ میخواهند بشوند خلاصه بسوزند و خلاصه قضیه یک خورده گران بیاید یکدفعه اینها چیز میکنند، استیحاش میکنند و چیز، نه میروند و نه میآیند ایشان میگویند نه میروند خب ولمان کنند و نه میآیند خب ما هم که نمیتوانیم همهاش خلاصه، من دارم میگویم حالا ایشان که این را نگفتند نمیشود که همهاش به روضه و زیارت اباعبداللَه گذراند قضیه را که این چیست آخر؟ پس آخر قضیه چه میشود.؟
بعد خودشان یک تبسمی کردند و این شخص گفت آقا خدا رحمت کند مرحوم آقای انصاری مرحوم انصاری ایشان میفرمودند که:
این افراد مثل کبوتر حرم میمانند کبوتر حرم آزاد است راحت است کاریش ندارند میآید دانش را میخورد و میرود و میآید و کسی هم خلاصه ایشان سه مرتبه فرمودند رحمت اللَه علیه رحمت اللَه علیه رحمت اللَه علیه.
عدم ادراک اذهان عادی از افکار و حالات اولیای الهی
بله همینطور است. موحّد این است که و عارف به این شخص گفته میشود که با تغییر و تبدّل جوهری که در ذاتش پیدا شده یعنی چه؟ نه اینکه من الان نشستم اینجا با این فکرم دارم میگویم عارف این جوری فکر میکند این نه این نیست. من الان با این فکرم دارم میگویم که شخص ولی اینطوری فکر میکند من هیچ وقت نمیتوانم این حرف را بزنم. چرا؟ چون من که متحول نشدم، من هر چه بیایم بگویم مثل این میماند که یک پسر هشت ساله بیاید از لذت ازدواج برای یک شخص بیست سالهای که ازدواج کرده بیاید شرح بدهد. شما به او میخندید درست شد؟ یا او اگر بیاید به این بگوید آن بیاید به این بگوید بَه نمیدانی چه خبر است؟ شما بعضیهاتون چشم و گوشتون گرچه باز هست حالا امروزه نمیشود به کسی گفت که چشم و گوشش بسته است. ببخشیدا من منظور ندارم یعنی میخواهم حکم اعم اغلب را میخواهم اجرا کنم هیچ فایده ندارد او میگوید بله بله بیا عروس بازی کنیم خیال میکند که آخر ما کوچک که بودیم من تقریباً هفت هشت دهتا زن گرفتم من هفت ساله هشت ساله بله بعضی زنها شوهردار بودند چندتا از اونها شوهر داشتند بله خلاصه چقدر خوش بودیم.

