شرح و تفسیر حقیقت مظهریت اولیاء الهی از پروردگار
14خدا به خودش هم عدالت میکند؟ این معنا ندارد. شما به خودتان عدالت میکنید؟ شما به خودتان ظلم میکنید؟ ذات به ذات که معنا ندارد ظلم کند، ذات به ذات که معنا ندارد عدل داشته باشد، ذات به ذات که معنا ندارد رحمت داشته باشد اینها همهاش مقام مقام ظهور است.
یعنی وقتی که ذات میآید تنزل پیدا میکند در مظاهر دیگر اینجا عدل پیدا میشود، اینجا ظلم پیدا میشود اینجا رحمت پیدا میشد اینجا رزق پیدا میشود اینجا علم پیدا میشود، البته علم نه، علم عرض میشود که فرق میکند. اینها تمام مال چه هستند؟ اصلًا مال مظهر هستند. مال مقام ظهور هستند.
قدرت گناه نیز از جانب خداست
پس بنابراین، نتیجهای که از این مطالب گذشته عرض میشود که میگیریم و إنشاءاللَه دیگر این بحث را خاتمه میدهیم، این است که حضرت که میفرماید:
مِنْ أَینَ لِىَ النَّجَاةُ وَ یا رب لَا تُسْتَطَاعُ إِلَّا بِک لَا الَّذِى أَحْسَنَ اسْتَغْنَى عَنْ عَوْنِک وَ رَحْمَتِک وَ لَا الَّذِى أَسَاءَ وَ اجْتَرَأَ عَلَیک وَ لَمْ یرْضِک خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِک.1
این کسی که گناه کرده و بر تو تجری کرده از قدرت تو خارج شده، معنایش این نیست که خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِک یعنی تو دستت را بالاش گرفتی؟ نه، یعنی این گناهی که کرده با قدرت تو کرده از قدرت تو خارج نشده یک وقتی میگویی خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِک یعنی دست تو بالای سرش است مثل گربهای که (صوت نامفهوم و جا افتادگی نوار است ٣٠: ٤٣) از قدرت خدا خارج نیستیم خدا ما را میگیرد. خب این گناهی که انجام دادیم با چه قدرتی انجام دادیم؟ آن را با چه قدرتی انجام دادیم؟ حالا گیرم از دست خدا بیرون نمیرویم خیلی خب نمیرویم، اما این گناهی که من دارم انجام میدهم این را با کدام قدرت انجام میدهم این را قدرتش را از کجا آوردم؟ از کجا آوردم؟ غیر از اینکه این قدرت از همین نان و آبی که خوردم دیگر این نان و آب قدرت از کجا آورده؟ از کجا است؟ بالاخره این قدرت یک وجود است. این علم یک وجود است. این فکر یک وجود است. اینها انحاء وجود هستند خرج عن قدرتک یعنی این. یا نوراً بعد کل نور یا نوراً فوق کل نور یا نورا لیس کمثله نور یا نورا2 عرض میشود که، بله در دعای جوشن هست که تمام شوایب وجودی عالم کون را آن نور را تسرّی میدهد در تمام اینها به طوری که یک سر سوزنی این شوائب و این مظاهر از حیطه آن نور بیرون نیستند و وجودشان یک سر سوزنی استقلال ندارد و به هیچ وجه من الوجوهی از دایره ولایت نه به معنای احاطه نه احاطه علّی که عین نزول علت است در یک رتبه ضعیفتر به شکلی این نمیرساند این مطلب را یعنی این، این معنا را میرساند.
- مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج ٢، ص ٥٨٢: دعاء السحر فى شهر رمضان.
- البلد الأمين و الدرع الحصين، ص ٤٠٦: يا نُورَ النُّورِ يا مُنَوِّرَ النُّورِ يا خَالِقَ النُّورِ يا مُدَبِّرَ النُّورِ يا مُقَدِّرَ النُّورِ يا نُورَ كلِّ نُورٍ يا نُوراً قَبْلَ كلِّ نُورٍ يا نُوراً بَعْدَ كلِّ نُورٍ يا نُوراً فَوْقَ كلِّ نُورٍ يا نُوراً لَيسَ كمِثْلِهِ نُور.
الله شناسى، ج ١، ص ٦٢:« اى نور نور، اين نور دهنده نور، اى آفريننده نور، اى تدبير كننده نور، اى اندازه زننده نور، اى نور هر نور، اى نور پيش از هر نور، اى نور پس از هر نور، اى نور بالاى هر نور، اى نوريكه همانند آن نور نمىباشد.»

