اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح و تفسیر حقیقت مظهریت اولیاء الهی از پروردگار

0
سال 1416

فقره دعاء: لا الذي أحسن استغني عن عونك و رحمتك و لا الذي أساء و اجترأ عليك ولم يرضك خرج عن قدرتك. 1 – تفسير اين فقرۀ شريفۀ از كلام امام سجاد عليه السلام: لا الذي اَحسن استغني عن عونك و... 2 – همه موجودات عالم هستي فقر محض بوده و مظاهر پروردگار متعال مي‌باشند. 3 – توضیحي در ارتباط با فرمايش نبي اكرم صلوات اللَه عليه: اَناو عليٌّ اَبَوا هذه الأمَّة. 4 – بيان علت طرد و رانده شدن شيطان از درگاه ربوبي. 5 – پايه و اساس مكتب عرفان و مسير سير و سلوك الهي بر از بين بردن جهل افراد مي‌باشد. 6 – بيان مكاشفه مرحوم سيد عبداللَه فاطمي در زيارت سيدالشهداء عليه السلام. 7 – بيان معناي كثرت در وحدت و وحدت در كثرت. 8 – تأكيد مرحوم علامه طهراني مبني بر اينكه حركت در مسير سير و سلوك الهي بدون عمل و همّت فرد نتيجه‌اي براي او در پي نخواهد داشت.

شرح و تفسیر حقیقت مظهریت اولیاء الهی از پروردگار

3
  • زیبا دیدن ولی خدا انعکاس حُسن باطن افراد است‌

  • دیدید بعضی وقت‌ها می‌رفتید پیش آقا می‌دیدید آقا چقدر مثلًا نورانی است؟ بعضی وقت‌ها می‌رفتید می‌دیدید نه خیلی نورانی نیست؛ اتفاق افتاده برایتان یا نه؟ آقا که فرقی نمی‌کرد چرا یک وقت این جوری می‌دیدیم یک وقتی آن جوری، علتش چه بود؟ این‌که می‌گویم اتفاق افتاده که می‌گویم بله، این جهتش این است که ولی خدا به یک مرتبه‌ای رسیده است که دیگر نفسیتی برای او وجود ندارد. ما الان هر کدام خودمان در یک موقعیتی هستیم که دارای نفس هستیم، آن نفس ما باعث حجاب بین ما و بین دیگران است. من یک خصوصیاتی دارم یک غرائضی دارم، دارای یک افکاری هستم دارای یک سلیقه‌هائی هستم دارای یک ذوق‌هایی هستم دارای یک خصوصیات نفسانی هستم، که آن خصوصیات من با دیگری تفاوت پیدا می‌کند او با دیگری تفاوت پیدا می‌کند به طوری که هر وقت مواجه بشوم با امثال خودم یک دیوار و یک پرده‌ای بین خودم و دیگران قرار می‌دهم، خواهی نخواهی. به مقتضای آن‌چه که در درون خود دارم از دیگران توقع دارم و انتظار دارم، اگر یک چیزی را بدانم که دیگری ندارد توقع دارم به من احترام کند. احترام نکردند به من برمی‌خورد. در واقع هم به من برمی‌خورد. آقا چرا احترام نمی‌کنی؟ إِ، من علمم فلان است قوئی که .... به مقتضای جمالی که دارم و دیگری ندارد توقع دارم اگر به من احترام نکنند، عجب آدم‌هایی هستند. به مقتضای موقعیتی که دارم و دیگران ندارند توقع دارم.

  • اینها مال چیست؟ اینها به خاطر یک سری جهات و صفاتی است که در درون خودم انباشته کردم، ذخیره کردم و بر آن اساس یک دیوار و حاجزی بین خود و بین دیگران کشیدم و انتظار دارم از دیگران. من یک انتظار دارم، حسن یک انتظار دارد، حسین یک انتظار دارد. آن انتظارات اگر برآورده بشود خب همه با هم خوب هستیم خوش هستیم می‌گوییم می‌خندیم بر سر یک سفره می‌نشینیم. اگر آن انتظارات برآورده نشود و به حق هم برآورده نشود خب حالا علمت زیادتر است خب هست که هست چرا بیام احترامت را بکنم. حالا بابایت کیست، خب باشد چرا بیام ا حترام تو را بکند خب بابایت هر کی هست‌ گیرم پدر تو فاضل و امثال ذلک، حالا موقعیت تو فلان است رئیس جمهور هستی یا شاه مملکت هستی احترام کردن برای چه خب فردا خلعت می‌کنند دیگر، این‌که کاری ندارد. گفت به مالت مناز که به یک شب بند است دزد می‌آید می‌برد فردا می‌شوید مثل ما مفلسٌ فی أمان اللَه، به جمالت مناز که به تب بند است. حالا این مالی که به یک شب و جمالی که به یک تب عرض می‌شود که بند است این چه جهت تفضیل و ترجیحی را دارد؟ بنده بیایم حالا احترام یک امر عاریه‌ای را بکنم؟ عاریه است دیگر، عاریه است.