اهمیت قرائت قرآن و ادعیه
9بین شما و بین ایشان مسئلهای است و یک سال هم از آن میگذرد، و حق با ایشان است و شما بپذیر و از ایشان عذرخواهی کن!
آخر این کجای قرآن است؟! میدانم مسلّماً این شخص اطّلاع به غیب ندارد، این را من یقین دارم؛ و اگر فهمیده است، از همین ظاهر و کارهایی که میکند ـ که بیشتر از این خصوصیّاتش را نمیگویم ـ فهمیده است. او راجع به اینکه آیا به فلان دکتر مراجعه بکند یا نه، استخاره کرده است؛ آخر اینکه: «بین تو و این شخص یک مطلبی است» درحالیکه دقیقاً یک سال از این قضیّه گذشته است، و اینکه: «حق با او است، برو عذرخواهی کن و ذهنت را هم تصحیح بکن!» این قضیه را از کجا فهمیده است؟! تازه این برای ظاهر قضیّه است و همۀ اینها برای عالَم صورت است و ما در همین مرتبه هستیم! یعنی چه که بعضی میگویند قرآن برای مَن خُوطِبَ بِه حجّت دارد؟! این حرفها چیست؟! پس این رموز از کجا دارد میآید؟! آقا، میگویم من مشاهده کردهام!
من شخصی را دیده بودم ـ از دنیا رفته است، خدا رحمتش کند ـ که وقتی استخاره میکرد، برای استخارهاش از جَفر استفاده میکرد، اوّل اعدادی را مرتّب میکرد و بعد استخاره میکرد؛ البته جفر علمی است که باید مقداری با تهذیب و... توأم باشد، ولیکن غالب اینها جَفر ناقص است و جَفر تام نیست. من خودم آن شخص را دیده بودم و او هم خیلی به من محبّت داشت، یکوقت شخصی از او نقل میکرد و میگفت:
من وقتی که داشتم نزد او میآمدم، دیدم جوانی از اطاق بیرون آمد و در را باز کرد و رفت، من داخل شدم و دیدم این پیرمرد دارد میخندد. گفتم: چه شده است؟ نگفت؛ اصرار کردم، بالأخره گفت: «این جوان پیش من آمده بود و برای ازدواجش یک استخاره میخواست، من استخاره کردم و گفتم که این موردی که تو در صدد آن هستی یک دختر بسیار وجیهی است و اخلاق خیلی خوبی دارد، ولی یک عیب دارد و عیب او این است که یک اشکالی در بدن او هست؛ اگر میخواهی با این کیفیّت ازدواج کن! او گفت: بله، این اشکال در بدنش هست و من در عین حال آمدم! گفتم: اگر تو روی این مسئله اغماض میکنی، این برای تو خوب است!»

