
اهمیت قرائت قرآن و ادعیه
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در شانزدهمین جلسه از سلسله جلسات شرح دعای ابوحمزه ثمالی و در توضيح فقره شريفه «الحمدلله الذي اَدعوه فيُجيني» ضمن تأکید بر اینکه اصل در برگزاری جلسات ماه مبارک رمضان، قرائت قرآن و دعاست، بیان میکند که شرط تأثیر کلمات اولیاء، آمادگی و صفای قلوب است. استاد با اشاره به مهجوریت قرآن کریم، حتی در میان اهل علم، توضیح میدهد که قرآن مورد استفاده و بهرهمندی شخص رسول الله و ائمه معصومین و جمیع مسلمین با مراتب مختلفهشان میباشد؛ در واقع بهرهمندی افراد از قرآن به مراتب ایمان آنها بستگی دارد. استاد طهرانی در بیان رابطه قرآن و ادعیه میفرماید: حقیقت قرآن و دعا متحد است؛ معانی اجمالی قرآن به واسطه نفس امام علیه السلام به لسان مبسوط ادعیه تبیین شده است و لذا لازم است مضامین ادعیه با قرآن منطبق باشد. البته قرآن به جهت قویتر بودن جنبه وحدت، نسبت به ادعیه از اهمیت و احترام بیشتری برخوردار است. مرحوم استاد با بیان سخن برخی از بزرگان، علت موفّقیت مرحوم علامه طهرانی را پرداختن ایشان به قرآن وتحقّق آن در وجود خویش میداند.
اهمیت قرائت قرآن و ادعیه
5حالا دیگر ما اسم نمیآوریم و اینکه دیگر چه میگفت.
این مسئله بهخاطر این جهت است که متأسّفانه بهطور کلّی کتاباللَه را مهجور قرار دادند و به او توجّهی نکردند، و اهل علم نسبت به قرآن واقعاً بَرّانی و راجِلاند!1
در مجلس عقدی در طهران بودیم، بیش از پنجاه نفر از علمای طراز اوّل طهران در آن مجلس مجتمع بودند؛ بعضی شروع کردند به اعتراض به رسالۀ لقاء اللَه مرحوم حاج میرزا جواد ملکی تبریزی و گفتند:
ما در قرآن لقاءاللَه نداریم، همه جای قرآن ﴿لِقَآءَ رَبِّهِۦ﴾2 است و ایشان این لقاءاللَه را که درآورده، از صوفیه گرفته است! و این حرف چیست و این عنوان یعنی چه؟!
یک نفر از آن پنجاه نفری که در آن مجلس حضور داشتند، یک کلام نگفتند و حرفی نزدند و همه بهعنوان تأیید، سرشان را پایین انداخته بودند! یکدفعه آقا سرشان را بلند کردند و فرمودند: ﴿مَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ ٱللَهِ فَإِنَّ أَجَلَ ٱللَهِ لَأٓتٖ﴾؛3 آنچنان بُهتی مجلس را گرفت که تا پنج دقیقه اصلاً کسی صحبت نمیکرد! بدجوری آبروریزی شده بود! پنجاه نفر از علمای طراز اوّل بودند که اسم نمیبرم! و بعد که آقا از آن مجلس بیرون آمدند، رو کردند به عموی ما و گفتند:
نگاه میکنی ببینی ماشاءاللَه چقدر این آقایان با قرآن محشور هستند و چقدر ممارست دارند!
البتّه چیزهای دیگری هم فرمودند. این برای این است که نمیفهمند! یعنی آن نوری را که در قرآن هست ادراک نمیکنند، لذا این حرفها درمیآید و دیگر در بحثهای اصولی میرود که قرآن دارای ظواهری است و ظواهر آن هم برای مَن خُوطِبَ بِهِ4 حجیّت دارد؛ و دیگر لاطائلات برمیآید! پس دیگر قرآن تمام شد و رفت، چون قرآن یک مقدار احکام کلّی است که به درد ما نمیخورد و روایات برای ما کافی است؛ و آیات اخلاقی را هم که ما خوب بلد هستیم، و آیات معاد را هم که إنشاءاللَه خودمان به معاد میرسیم و نیاز نداریم که بخوانیم، و احکامش هم احکام کلّیه است و ظواهرش هم برای ما حجّت نیست بلکه برای مَن خُوطِبَ بِهِ میباشد؛ لذا روی این حساب، دیگر کتاباللَه نتیجه و فایدهای برای ما ندارد! این اهمّیت قرآن است! کار به آنجا میرسد که جناب آقای سیّد کذایی از علمای معروف قم که در طهران ساکن بودند، در مجلس قرآنی که روز جمعه داشت میگفت:
- یعنی: «بدون اطّلاع و ناآگاه است.» (محقّق)
- سوره کهف (١٨) آیه ١١٠.
- سوره عنکبوت (٢٩) آیه ٥. اللَه شناسی، ج ١، ص ٣٢١:
«کسی که اینطور بوده باشد که امید دیدار و لقاء خداوند را داشته باشد، پس بهطور حتم و یقین زمان سرآمد دیدار خداوند خواهد آمد.» - یعنی: «آنهایی که در زمان پیامبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله مورد خطاب مستقیم آیات بودهاند.» (محقّق)
