
کیفیت ارتباط بنده با خدا و مقام ولایت
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در شرح فقره «الحمداللَه الذي أدعوه فيجيبني...» از دعای شریف ابوحمزه، به بيان اهميّت جايگاه نماز بعد از مسألۀ ولايت میپردازد. استاد با ذکر حكايتي در باره اهميت نماز اول وقت از ديدگاه مرحوم انصاري رضوان اللَه عليه، به توصیه اکید و اهتمام بلیغ اولیاء الهی به نماز اول وقت اشاره میکند. مطلب مهم دیگری که در این جلسه مطرح میشود لزوم خودسازی در مکتب عرفان است، استاد در این خصوص به فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام به مالك اشتر به عنوان حاكم مصر، تمسک میکند که فرمودند: «بهترين اوقات خود را براي عبادت پروردگار متعال قرار بده» و سپس ضمن اشاره به جایگاه فرد و جامعه در آموزههای اسلامی و مکتب عرفان، دستور اسلام و حکم عقل را به اصالت و اولویت فرد برای تقرب الی الله، تبیین میکند. استاد طهرانی در این جلسه به مطالب مهم دیگری میپردازد از جمله: باز بودن راه عرفان برای همه، اختصاص نداشتن ولایت امام علیه السلام به زمان حضور، سر محل دفن شدن مرحوم علامه طهرانی در حرم امام رضا علیه السلام و …
کیفیت ارتباط بنده با خدا و مقام ولایت
7سالها پیش، ما را در مجلسی دعوت کردند، البته خیلی هم بهاصرار دعوت کردند برای اطّلاع از اوضاع مملکت. افرادی که در آن مجلس بودند حدود ده تا پانزده نفر بودند و معمولاً افراد مدیر کل یا معاون وزیر بودند یا مرتبط خاص با این جریانها و سازمانها بودند. بالأخره یک شب رفتیم؛ مجلس شامی بود و از هر دری سخنی بود! اوّل خیال کردند که ما نامحرمِ سرّ و راز هستیم و قدری امساک میکردند تا اینکه طرف گفت: «نه آقا، طوری نیست، بگویید! هرچه میخواهد دل تنگت بگو!» دیگر آنها هم خیلی فرمودند! از این و از آن و از فلان شیخ و فلان سیّد و فلان شخص و.... حاصلِ قضیّه اینکه فقط ما یک کدورتی پیدا کردیم و توبه کردیم که دیگر پایمان را اینجاها نگذاریم! چیزی نبود غیر از غیبت و مسائل نگفتنی که خب حالا گفتنش هم ضرورتی ندارد، و غیر از اینکه آبروی مؤمنی برود که حالا او هم از دنیا رفته است، و یا در زندان چهکار میکرد، یا اینکه الآن در فلانجا چه خبر است! دانستن و ندانستن اینها چه تأثیری در زندگی و روال ما داشته و دارد؟! وقتی که نمیدانستیم همین بود، الآن هم که میدانیم همین است؛ چه تفاوتی کرد؟! چرا انسان اسرار مردم را فاش کند؟! چرا انسان مسائلی را که یک شخص انجام داده است افشاء کند؟! آن مطالبی که ضرورت دارد و انسان هم باید مطّلع بشود، این مطالب به گوش میرسد، حتماً به گوش میرسد! الآن من خدا را شاهد میگیرم که شاید از وقتی که قم آمدهایم، بعد از رحلت آقا تا الآن، من رادیو را باز نکردهام، تلویزیون هم که اصلاً نداریم! الآن من از شما میپرسم: شما از اخبار چه میدانید که بنده نمیدانم؟! قضیّه چیست؟! همۀ مطالب میرسد!
حالا صحبت ما در این است که ما اگر عاقل بودیم و اهل عرفان و اهل سلوک هم نبودیم و میخواستیم عمرمان را در این دنیا با فردی بگذرانیم که از نظر علمی برای ما مفید باشد و از نظر راه و روش زندگی برای ما مفید باشد، آیا با افراد این زمان اصلاً حشر و نشر داشتیم یا نداشتیم؟ جداً میگویم؛ اصلاً عقلاً بحث میکنیم! اصلاً ما به عرفان کاری نداریم، آیا با افرادِ این زمان بحث داشتیم یا نداشتیم؟! شما بروید پیش کسی بنشینید و او پروندۀ کسی را برای شما بگوید و آبروی کسی را ببرد؛ این یعنی چه؟! شما بروید با یک جمعی بنشینید که فقط حرفشان و ذکرشان پیروزی یک تیم باشد بر فلان تیم، خیلی خب، دو ساعت و سه ساعت بگذرد، او توپ زد و این گل خورد! این شد مردم! مردم همین هستند!
