
معیّت سعی و احاطی خداوند با مخلوقات
خلقت یعنی ظهور و تجلّی. معیّت سِعی و احاطی خداوند با مخلوقات. معنای واحد بالصرافه به بیانی ساده. تبیین حقیقت وجود ربطی و فقری موجودات. عاشقم بر همه عالم، که همه عالم از اوست. حکایتی از مرحوم آقا سیّد جمالالدّین گلپایگانی. در بیان ذکر «یا هو، یا من لا هو إلاّ هو». کیفیّت نگارش کتاب توحید علمی و عینی. قلم سلیس کتاب شریف اللَه شناسی در بیان حقایق عالی توحیدی. ترجمۀ فقراتی از دعای شریف افتتاح توسط معلّق.
معیّت سعی و احاطی خداوند با مخلوقات
توضیحات:
خلقت یعنی ظهور و تجلّی. معیّت سِعی و احاطی خداوند با مخلوقات. معنای واحد بالصرافه به بیانی ساده. تبیین حقیقت وجود ربطی و فقری موجودات. عاشقم بر همه عالم، که همه عالم از اوست. حکایتی از مرحوم آقا سیّد جمالالدّین گلپایگانی. در بیان ذکر «یا هو، یا من لا هو إلاّ هو». کیفیّت نگارش کتاب توحید علمی و عینی. قلم سلیس کتاب شریف اللَه شناسی در بیان حقایق عالی توحیدی. ترجمۀ فقراتی از دعای شریف افتتاح توسط معلّق.
معیّت سعی و احاطی خداوند با مخلوقات
10الفَهلَویونَ الوجودُ عندَهم *** حَقیقَةٌ ذاتُ تشکُّکٍ تَعُمّ1 همین مذهب تشکیک است؛ مکتب عرفان هم «لا هو إلّا هو» است و اصلاً این مذهب تشکیک را درست نمیدانند و باطل میدانند.2
یک شخصی ظاهراً به نام شیخ اسماعیل تائب، این شعر عطّار را که در منطق الطّیر است، مینویسد:
دائـمـاً او پـادشـاه مطلق اسـت *** در کمـال عـزّ خـود مسـتغرق اسـت او به سر ناید ز خود آنجا که اوست *** کی رسد عقل وجود3 آنجا که اوست؟4 و میآورد پیش مرحوم آخوند ملا محمّدکاظم خراسانی که: «لطفاً این را تفسیر بفرمایید.» آقای آخوند هم تقریباً دو سطر جواب اجمالی میدهند و میفرمایند که: «فعلاً مجالی بیش از این نیست.» بعد این دو شعر را میآورد نزد مرحوم آشیخ محمّدحسین کمپانی و میگوید: «این را برای ما معنا کنید.» آشیخ محمّدحسین یک صفحه بر مذاق همان حکما بیان میکند. این شخص برمیدارد جواب آشیخ محمّدحسین را میآورد پیش آسیّد احمد و میگوید: «این را شما معنا بفرمایید.» آسیّد احمد برمیدارد یک صفحه یا بیشتر، در ردّ آشیخ محمّدحسین مینویسد که این تأویل و این تفسیر، تفسیر درستی نیست. خلاصه، آن شخص دو مرتبه این کاغذ را برمیدارد میبرد پیش آشیخ محمّدحسین، و آشیخ محمّدحسین یک ردّی بر آسیّد احمد مینویسد. آن شخص کاغذ آشیخ محمّدحسین را برمیدارد میدهد به آسیّد احمد، و آسیّد احمد یک ردّی بر آشیخ محمّدحسین مینویسد؛ همینطور چهارده تا مکاتبه است، هفتتا از آسیّد احمد و هفتتا از آشیخ محمّدحسین.
این مکاتبات خیلی قوی است! یعنی مکاتبات آشیخ محمّدحسین که خب اوّل حکیم نجف بوده و تمام آن برهانهای فلسفی را که حکما بر علیه عرفا دارند، در این نامهها جمع کرده است، و آسیّد احمد کربلایی هم تمام آن بزنگاهها و آن فُوت کاسهگریهای عرفانی را بر علیه ایشان إعمال کرده و اصلاً همه را به باد مسخره میگیرد و مسئله را از آیات و روایات تمام میکند، و خیلی هم هر دو قوی هستند!
- شرح المنظومة، ج ٢، ص ١٠٤.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به مهر تابان، ص ٢٠٩.
- خ ل: علم و خرد.
- منطق الطیر، ص ٥٩.
