
معیّت سعی و احاطی خداوند با مخلوقات
خلقت یعنی ظهور و تجلّی. معیّت سِعی و احاطی خداوند با مخلوقات. معنای واحد بالصرافه به بیانی ساده. تبیین حقیقت وجود ربطی و فقری موجودات. عاشقم بر همه عالم، که همه عالم از اوست. حکایتی از مرحوم آقا سیّد جمالالدّین گلپایگانی. در بیان ذکر «یا هو، یا من لا هو إلاّ هو». کیفیّت نگارش کتاب توحید علمی و عینی. قلم سلیس کتاب شریف اللَه شناسی در بیان حقایق عالی توحیدی. ترجمۀ فقراتی از دعای شریف افتتاح توسط معلّق.
معیّت سعی و احاطی خداوند با مخلوقات
6تمام موجودات همه عکساند، عکس یعنی ظل و نشاندهنده؛ در مقابل پروردگار هیچِ هیچِ هیچِ هیچ. اگر این هیچ را که من میگویم تا روز قیامت هم شما بشمارید، باز هم جا دارد که بگویید هیچ! درست است؟
حالا که اینجا رسید، یک شعر بخوانم برایتان از جناب سعدی شیرازی. یک روز از همان روزهایی که علاّمه طباطبائی ـ رحمة اللَه علیه ـ از قم میآمدند برای ملاقات هانری کُربَن، آمدند منزل ما در همان ولیآباد، و ناهار آنجا بودند. بعد از قدری صحبت و اینها، این اشعار را برای ما خواندند و فرمودند: «این اشعار برای سعدی است و صحبت از کتاب سعدی است.»
ره عقل جز پیچ در پیچ نیست *** بـَرِ عـارفـان جز خـدا هـیچ نیست میگوید: راه عقلی که انسان طی کند جز پیچ در پیچ نیست. آخر، عقل میگوید آقا این موجود است، چطور انسان میتواند انکار کند؟! حال اگر بگوید این موجود خداست، غلط است. و یا بگوید اگر این مندکّ در خداست چرا ما نمیبینیم و چرا مشاهده نمیکنیم؟! عقل است دیگر! اگر انسان با عقل بخواهد خدا را ببیند، بالأخره عقل از همینجا سر درمیآورد؛ نه اینکه سر درنیاورد، امّا پیچ در پیچ است، خیلی خیلی پیچ در پیچ است تا اینکه انسان را ارضاء میکند به این توجیه که این حدّ است و خدا محدود است و چنین و چنان، و یا دور لازم میآید و یا تسلسل یا فلان، میرود تا به اینجا منتهی شود.
ره عقل جز پیچ در پیچ نیست *** بَرِ عارفان جز خدا هیچ نیست توان گفت این نکته با حقشناس *** ولـی خـرده گـیرنـد اهـل قیـاس میگوید: با حقشناس آنکه حق را میشناسد، انسان میتواند این حرف را بزند؛ امّا اهل قیاس، آن کسانی که با ادّعای استدلال و صغری و کبری و خلاصه از این چیزها، میخواهند خدا را از این موجودات مستقلّه پیدا کنند، اینها خرده میگیرند.
کـه پـس آسمان و زمین چیستند؟ *** بنیآدم و دیو و دَد کیـستنـد؟
