اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

رفع صفت مذموم امساک و بخل

14633
سال 1416
نسخه عربی

رفع صفت مذموم امساک و بخل

10
  • امروز روز عید غدیر است، و مهمان‌هایی هم که اینجا هستند مهمان امیرالمؤمنین هستند؛ ما نباید عیش آنها را منقّص کنیم، اینها الآن ناراحت می‌شوند؛ بگذارید وقتی که غذا خوردند و تمام شد، آن‌موقع اطّلاع می‌دهیم!

  • سفره را خودش می‌آورد و...، انگار نه انگار چیزی شده است! آنها هم چیزی نمی‌فهمند؛ بعد وقتی با خوبی و خوشی و سلام و صلوات و این حرف‌ها تمام شد، گفت:

  • قضیّه‌ای اتّفاق افتاده است؛ خدا ودیعه‌ای به ما داده بود و امروز از ما گرفت، حالا بیایید تا برویم و او را تشییع کنیم!1

  • روز عید غدیر برای امیرالمؤمنین سفره انداخته بود، حضرت این‌طوری با او معامله می‌کند! با بعضی هم طور دیگر؛ که به‌به، از برکات سفرۀ امیرالمؤمنین، ده میلیون خمس به‌دست آورده‌ایم و هر کاری بخواهم می‌کنم! ما باشیم دوّمی را می‌چسبیم؛ امّا اولیاء اوّلی را می‌چسبند!

  • حضرت حدّاد: «لطف اولیاء الهی در ستاندن است، نه دادن!»

  • مگر آقا در همین کتاب روح مجرّد نفرمودند که آقای حدّاد فرمودند:

  • دادن آنها گرفتن است، نه اضافه کردن؛ لطف آنها ستاندن است، نه دادن!2

  • اینکه می‌گیرند، این لطف است! بنابراین علّت اینکه ما بَطیء و بخیل هستیم، در عبارت حضرت سجّاد که: «و الحَمدُ لِلَّهِ الّذی أسألُهُ فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستَقرِضُنی»،3 این است که ما اینها را زوال‌پذیر می‌پنداریم! اگر من این کار را انجام بدهم، خب این از من کم می‌شود، و چون کم می‌شود برای خودم نگه می‌دارم. برای خودت نگه می‌داری؟! خیلی خوب، بچّۀ تو به خانه می‌رود و زمین می‌خورد و خونریزی مغزی می‌کند و باید دو میلیون پول جرّاحی بدهی؛ آیا این هم دست شما است؟! آیا می‌توانی جلوی این را هم بگیری؟! فرض کن که داری حقّی را ضایع می‌کنی، به تو می‌گویند: آقا این حق دارد ضایع می‌شود، شما نباید این کار را انجام بدهی! می‌رویم و انجام می‌دهیم، بعد به این امید که خب الحمدلله به نعمتی رسیدیم، ماشین را روشن می‌کنیم و تا سر خیابان می‌آییم، یک بچّه جلو می‌آید و به آن بچّه می‌زنیم و می‌میرد، یک میلیون می‌پردازی تا رضایت طرف را جلب کنی؛ این همان یک میلیونی است که نمی‌بایست بگیری! آقا تمام کارها روی حساب است! دست بنده و امثال بنده نیست، یک دست دیگری است! اگر اینجا دادی خب دادی، اگر ندادی یک روز دیگر و یک جای دیگر به سرت می‌آورند!

    1. گنجینۀ دانشمندان، ج ٥، ص ٢١٦.
    2. روح مجرّد، ص ٢٦٩.
    3. الإقبال بالأعمال الحسنة، فقره‌ای از دعای أبوحمزه ثمالی.