
معرفت به خدا به واسطه خود خدا
فقره دعاء: بك عرفتك و أنت دللتني عليك و دعوتني إليك و لولا أنت لم أدْرِ ما أنت. 1 – در صورتي كه معرفت حقيقي پيدا كردن به پروردگار متعال بوسيلۀ خداوند ميباشد نياز افراد به پيامبر اكرم و ائمه اطهار علیهم السلام در اين امر چه ميباشد. 2 بيان علت لزوم معرفت پيدا كردن افراد نسبت به ذات پروردگار متعال نه مظاهر و نعمتهاي او. 3 – چرا معرفت و شناخت حقيقي پروردگار متعال بواسطه خود خداوند متعال امكانپذير ميباشد نه غير او. 4 – چگونه مكتب عرفان و مسير سير و سلوك الهي موجب رشد و كمال افراد ميشود 5 – اهميت جايگاه بدن و جسم بعنوان مَركب روح در ديدگاه اولياء الهي.
معرفت به خدا به واسطه خود خدا
توضیحات:
فقره دعاء: بك عرفتك و أنت دللتني عليك و دعوتني إليك و لولا أنت لم أدْرِ ما أنت. 1 – در صورتي كه معرفت حقيقي پيدا كردن به پروردگار متعال بوسيلۀ خداوند ميباشد نياز افراد به پيامبر اكرم و ائمه اطهار علیهم السلام در اين امر چه ميباشد. 2 بيان علت لزوم معرفت پيدا كردن افراد نسبت به ذات پروردگار متعال نه مظاهر و نعمتهاي او. 3 – چرا معرفت و شناخت حقيقي پروردگار متعال بواسطه خود خداوند متعال امكانپذير ميباشد نه غير او. 4 – چگونه مكتب عرفان و مسير سير و سلوك الهي موجب رشد و كمال افراد ميشود 5 – اهميت جايگاه بدن و جسم بعنوان مَركب روح در ديدگاه اولياء الهي.
معرفت به خدا به واسطه خود خدا
13شنیدیم که چندی پیش یکی از اقوام رفقا بود [آدم] پیری بود که داشت از دنیا میرفت. اگر همین طوری ولش میکردند شاید دو ساعت دیگر میمرد. اینها آمدند دکتر، نه! این باید عمل بشود! اگر عمل بشود حداقل سی درصد احتمال میدهم دو سال زنده میماند. آقا این را عمل کرد، اوّل پول و گفت به حساب بریزید که یک وقت اینها پشیمان نشوند، پول را به حساب ریختند یک میلیون و خوردهای و در عمل هم بِمُرد خلاصه! خیلی زودتر از موعدِ خلاصه....! آن بنده خدا هم به یک نوایی رسید! بسیار خب این پول که باید به ورثه برسد به آقای دکتر رسید. اینها هم همینطور است البتّه خب خیلی از اطبّاء ما شرف دارند وجدان دارند اینها بر اساس وجدان و فطرت و بر اساس عقل و بر اساس تدین کار انجام میدهند اینها حسابشان جداست دیگر.
این بدن در اینجا شده راکب، بدن راکبِ. او امر و نهی به انسان میکند. معده امر میکند باید مرا پیش طبیب ببرید اگر نبرید پدرت را در میآورم! نمیبری حالا ببین! آقا درد میگیرد انسان به خود میپیچد بالا و پایین میرود، امر کرده دیگر، انسان باید ببرد دیگر، بسیار خب. حالا امر ایشان را اطاعت کردیم فردا قلب صدایش درمیآید او امر میکند ما را ببر. از این بیمارستان به آن بیمارستان. از اینجا به آنجا. هر چی انسان پول و وقت و فراغت دارد باید در اتاق انتظار و در خدمت دکتر بودن و در بیمارستان و اینها بگذراند! آنها هم که قشنگ انسان را سر کیسه میکنند جیب که خالی شد بفرمایید انشاءالله خب میشوید! میآید خانه و بعد هم از دنیا میرود. این هم از این، پس فردا [از] کلیهاش صدا درمیآید عکس میاندازد عکس رنگی! آی سنگ آوردهای! اینها را با لیزر از بین میبرند اگر از بین نرفت باید عمل کنند حالا این میآید پایین، در این مجرای حالب گیر میکند، فریادی! میگویند از درد زایمانی که برای زن هست این بدترِ! میگویند ناراحتی عبور سنگ از این مجرای هاله [خیلی] عجیب است! این چیه؟ این بدن شده راکب، ما شدیم مرکبش. او امر میکند به ما این وَر برو آن وَر برو.
