اهمیت یادگیری علم نافع
12در قزوین، این شهید ثالث که الآن در قزوین است ملاّ محمّد تقی برقانی، که شهید ثالث بهش میگویند و بهائیها هم کشتنش، ایشان معتقد بود بر اینکه نماز جمعه حرام است. چون عدیل او یکی از علماء و سید هم بود آن در قزوین اقامۀ نماز جمعه میکرد، این رو چشم و همچشمی میگفت نماز جمعه حرام است. ایشان میآید طهران و یک هفته در طهران میماند و روز جمعه نبوده. این جناب شهید ثالث میآید ـ همین آخوند ملاّ محمّد تقی ـ این میآید و به جای او نماز جمعه میخواند! ایشان که قائل به حرمت بود. آن شخص میآید میبیند بله! پست و مقامش اشغال شده. میگفت من تعجّب میکنم یک حکم شرعی با یک رفتن طهرانِ من، صد و هشتاد درجه تغییر پیدا بکند، یک حکم شرعی.
منظور کلام پیغمبر این است اللهمَّ اِنّی اَعُوذُ بِک مِنْ علمٍ لا ینْفَعْ خدا میداند اگر این علم بیافتد به دست نااهل چه بر سر مردم میآید و چه بر سر دین میآید! پیغمبر میفرماید اللهمَّ اِنّی اَعُوذُ بِک بنابراین وقتی که یک شی خودش جهت موصلی و مقدمیت موصلی داشته باشد برای رسیدن به تجرّد، این شرعاً حجیت ذاتیه دارد با فرض موضوع و تحقّق موضوع، این حجیت ذاتیه دارد، این صحیح است، منتهی چون انسان، یکی اینکه درست وارد نیست به خَم و چَم، اطلاّع بر نفس و احوال نفس ندارد، در کجا چه را به کار ببرد و در کجا به کار نبرد؟ این یک، ثانیاً بر احوال نفس خود مطّلع نیست، این دو، موجب میشود که خداوند متعال بیاید و این مسأله به این مهمّی و به این خطیری را جلویش را ببندد که اقلاً انسان یک وقتی به خطر نیافتد چون بلد نیست آن کسی که این کار را میکند آقا سید محمّد حسن الهی است، آن وارد است. تازه آیا آقا سید محمّد حسن الهی از نقطه نظر اشرافِ بر نفس و خطراتِ نفس و آنچه را که به واسطه این ممکن است برای نفس حالاتی پیش بیاید آیا بر آن هم اطّلاع دارد؟ این را ما نمیتوانیم احراز بکنیم. حتّی ایشان هم نمیتواند یک همچنین چیزی را احراز بکند. این شخص فقط کسی است که ولی باشد و به غیب رسیده باشد و اطّلاع بر نفس خود داشته باشد و اطّلاع بر همۀ احوال داشته باشد این شخص برایش بلامانع است والاّ غیر از این شخص اگر به دست مردم بیافتد که واویلا، آن که هیچ،آن که از اوّل به قولی گفتِ هِچْ! اگر به دست غیر مردم بیافتد آنها هم چون اطّلاع ندارند بر مسائل نفسانی و بر جوانب، آنها هم ممکنِ چه بسا استفاده چی باشد؟ غلط باشد. لذا میگویند از اوّل حرامِ بروی دنبالش. نه بخاطر این است که خدا بگوید من این را میخوام این را نمیخوام! این حرفها یعنی چه؟ چیزی که موجب تجرّد است هر چه میخواهد باشد بلامانع است و اشکال ندارد. چیزی که موجب صفای روح است هر چه میخواهد باشد اشکال نداره و مانع ندارد.

