اهمیت یادگیری علم نافع
13عمده این است که این را در کجا به کار ببری که موجب یک ضرر دیگری نشود؟ این است، اینجا است که انسان نیاز به استاد دارد. اینجاست که نیاز به راهنما و دلیل دارد. او میبیند، میگوید آقا من دارم این کار را انجام میدهم این کار برای خداست، میگوید برای خداست امّا تو نباید انجام بدهی. برای خداست میدانم، این کار برای خداست، این کار عبادت است ولی تو این کار را نباید انجام بدهی، مگر تو نمیخواهی رضای خدا را به دست بیاوری؟ خدا میگوید نماز شب نخوان! خب نخوان دیگر، مگه تو نمیخوای رضای خدا را به دست بیاوری؟ خدا میگوید این انفاق را در اینجا نکن، میگوید اِ آقا این انفاق است آقا فیسبیلالله است آقا فلان، بله! همه را ما میدانیم اضافهترش را هم میدانیم ولی شما انجام نده، این برای همینه که حَفِظْتَ شَیئاً و غابَت عَنک اشیاءُ یک چیزی میدانیم هزار چیز از ما چیه؟ پنهان است؟
پس آن علمی که موجب میشود انسان به انحراف بیافتد آن همان علمی است که پیغمبر اکرم از آن علم دارد به خدا پناه میبرد اللهمَّ اِنّی اَعُوذُ بِک مِنْ علمٍ لا ینْفَعْ. خب چه علمی در اینجا باقی میماند که نافع است؟ آن چه علمی است؟ آن علمیاست که فقط و فقط هدف و غایتِ برای آن علم، آن هدف انتهاء به مقام حقیقت و ذات پروردگار بشود، این علم میشود علم نافع. علمی که به انسانیتِ انسان نافع است نه به جسمیت او، این علم میشود علم نافع،علمی است که کمالیت انسان در آن علم است. یعنی چه؟ یعنی انکشاف واقع. انکشاف واقع، آن چیه؟ آن علم، علمِ نافع است و آن علم چیست؟ علمِ خدا شناسی است. پس بنابراین تا اینجا ما به این نکته رسیدیم که امام علیه السّلام که میخواهد بفرماید بِک عَرَفْتُک منظور از این عرفان چیه؟
عرض شد که سه مطلب در اینجا امام علیه السّلام میخواهد بفرماید: اوّل اینکه غایتِ کمالِ انسان علم است و هر چیزی غیر از علم، مادون مرتبه و شأن انسان است و به مشترکات بین انسان و سایر موجودات برمیگردد نه به مختصّات که حَقیقتُ الشیءِ بِصورَتِهِ لا بِمادَّتِهِ به همان قوّه ناطقه انسان و نفس ناطقه انسان برمیگرده آن علم موجب کمالِ این یک، دوّم، کدام علم از این علومی که متداول است و اینها؟ آیا هر علمی که هست این آیا مفیده؟ واقعاً مفیده؟ بعضی از اوقات میشود من دارم مطالعه میکنم مثلاً شب ساعت دوازده، ساعت یک، ما مینشینیم به مطالعه کردن و اینها، خوابمان نمیبرد، بعد گاهگاهی به ذهنم میرسد خب بیایم این فرض کنید که پیچ رادیو را باز کنم ببینم امروز اخبار چی بود؟ همینکه به ذهنم میرسد نگاه میکنم میبینم یک ربع به واسطه شنیدن این اخبار از این مطالعهام حذف میشود یعنی یک ربع از عمرم حذف میشود این یک ربع را صرف کتاب کنم بهتر است یا صرف شنیدن خبر؟ میبینم خبر، هیئت دولت این را تصویب کرد بسیار خب خیلی متشکریم! یک چیز را تصویب کرد، هیئت دولت این کار را کرد. فلان کشور با فلان کشور جنگید، فلان کشور صلح کرد. آنجا بمب انداختن. اینجا بمب را از روی زمین برداشتن. خب این برای من چه فایدهای کرد؟ ها؟ برای من چه فایدهای کرد؟ در آن طرف دنیا فلان جنگل آتش گرفت بسیار خب آتیش گرفت بعد هم خاموشش کردن، حالا بنده سه دقیقه چهار دقیقه پنج دقیقه وقتم را در این خبر و در تفسیر این خبر بگذرانم چی شد؟ چه نفعی برای من کرد؟ اینجا است که به این نکته میرسیم که در روایاتِ اهل البیت علیهم السّلام وقتی که میبینیم میفرمایند اِنَّ المؤمنَ ـ عبارت عربیش در [ذهنم نیست] ـ مؤمن حریصتر است به علم و دانش از طفل به ثَدْیاُمه، به سینۀ مادرش. این چه علمی است؟ آیا علم اینکه فلان جنگل آتیش گرفت؟ این است؟ آیا علم اینکه فرض کنید من باب مثال اگر این مادّه را با این مادّه قاطی بکنند فرض کنید که این خوّاص را میدهد، این است؟ آیا علم به اینکه اگر این فرمول را بکار ببرند....، این است؟

