
اهمیت یادگیری علم نافع
فقره دعاء: بك عرفتك و أنت دللتني عليك و دعوتني إليك ولولا أنت لَم أدْرِ ما أنت. 1 – تفسير فرمايش نبي اكرم صلوات اللَه عليه: «اللّهَّم اِني أعوذ بك من علمٍ لا ينفع». 2 – احساس حسرت و غبن افراد در روز قيامت با آشكار شدن حقيقت براي ايشان. 3 – چرا تحصيل علم و فراگيري آن بايد همراه با تهذيب و تزكيه نفس باشد. 4 – بيان تأثيرات موسيقي بر نفس انسان. 5 – فرمايش مرحوم علامه طباطبايي در ارتباط با اطلاع و آگاهي برادر خود نسبت به علم موسيقي.
اهمیت یادگیری علم نافع
5مرحوم علامۀ طباطبائی ایشان یک برادری داشتند ـ من این مطلب را از خود ایشان شنیدم، یک روزی، مرحوم آقا هم در کتاب مهرتابان آوردهاند این مسأله را ـ سابق بر این، در حوزههای علمیه یا در غیر حوزههای علمیه، در اماکن مختلف، طلاّب به بعضی از فنون دیگر از علوم هم میپرداختند که یکی از آنها مِن باب مثال علم موسیقی بود. موسیقی یک علم ریاضی است این تابع قواعد ریاضی است. یک وقتی خود من هم قواعدش را یاد میگرفتم پیش یک استادی، بدون اینکه از آلاتش استفاده کنم یا به کار ببرم. و این داخل در علم ریاضی است خود همین و در دستهبندی علوم و فلسفه، موسیقی را هم جزء همین میآوردند. البتّه خب الآن دیگر اینها منسوخ شده در این علوم، به خاطر کثرت این علوم متعارف و دینی و همینطور عدم استفادهای که از این میشود به خاطر حُرمتش، و آن افرادی که اینها را یاد میگرفتند فقط به جهت خود علمیت این بود نه به جهت استفاده، مرحوم علاّمه طباطبائی میفرمودند که برادر ما در این قسمت استادِ و نوشتهای هم در این زمینه دارد. یک وقتی در خدمت ایشان بودیم داشتند برای عدّهای راجع به این مسأله صحبت میکردند این مطلب را هم ایشان در ضمن میفرمودند. و اینطوری که ما متوجّه شدیم خود مرحوم علاّمه طباطبائی هم بی اطلاع نبودند. بعد ایشان فرمودند که ایشان مدّعی بودند در اینکه این علم یک علمی است صحیح و واقعی و چه بسا اگر آن استفاده صحیحی که مطلوب است از این بشود، این موجب تَلطیفِ نفس و تجریدِ نفس خواهد بود و حرکتِ سالک را بسوی خدا تسریع میکند ولی چون ترس و نگرانی از این است که این بیافتد بدست یک عدّهای و این نحوه نُتها و تنظیمهای آلات، اینها موجب بشود که بعضی یک استفادههای نامشروع از این بکنند، آن استادی که خود من یک وقتی پیش ایشان از نظر کلاسیک درس میگرفتم و ایشان به من یاد میداد ایشان دارای تخصّص و تبحّر خیلی زیادی بود، در ضمن شخص متدینی هم بود، ایشان معتقد بود من میتوانم با تار یک نحوه بنوازم که اختیار فرد را از خودش بگیرم و او را مسلوب الاختیار بکنم.
