اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توحید در عالم هستی

14830
سال 1418
جلسات
نسخه عربی

توحید در عالم هستی

11
  • دراین‌دَرگَه‌که‌گَه‌گَه‌که‌کهُ‌گَه‌گَه‌که‌آیدکه***مشو نومید اگر هستی زلطف و قهر او آگه
  • اینجاست که واقعاً بدن همه ما باید بلرزد و واقعاً به موقعیت خودمان باید برسیم که هیچ امیدی را در خود احساس نکنیم و از یک طرف نسبت به رحمت پروردگار هم مأیوس نباشیم. اگر خدای نکرده نظری از روی بی التفاتی به یک شخصی بیندازیم چه بسا فردا همان بیاید و همچون گِلی که خود را ذلیل و متواضع قرار داده تبدیل به گُلی بشود شاهد بازاری و آن شخص خاطی به قعر جهنّم و درّه هلاکت سقوط کند. این حال را سالک باید همیشه داشته باشد این واقعیت است شوخی نیست. من با چشم خودم دیدم افرادی را که اینها تعییب دیگران را می‌کردند و حقّ هم داشتند در آن تعییب نه اینکه ناحقّ بودند ولی نکته‌ای که آنها فراموش کرده بودند این بود که اگر او عیب دارد تو هم بی عیب نیستی آنها این را فراموش کردند. بله درست تعییب می‌کرد درست تنقید می‌کرد البتّه خب بعضی‌هایش هم اشتباه بود ولی کسی که متوجّه این حالت باشد با احتیاط قدم برمی‌دارد اینطور نیست که شمشیر را بدست بگیرد و همه را از دَمِ تیغ انتقاد و تعییب بگذراند. روزی خواهد رسید که خداوند متعال ما را به همان بلیه مبتلا خواهد کرد که ما با آن صفت مذمومه دیگران را مورد تهاجم قرار می‌دادیم و خیلی این قضایا اتفّاق افتاده.

  • اینجاست که انسان باید همیشه متوجّه این نکته باشد آن جنبه وحدت را ما نباید هیچ‌وقت فراموش کنیم. در سفر مکه همیشه وحدت حاکم است، وحدت حاکم است. من در آنجا متوجّه شدم نه علم آنجا خریدار دارد نه شخصیت و نه مقام و نه سلوک و نه راه و هیچی، فقط تذلّل متاعی است که در این بازار می‌خرند و به قیمت خب هم می‌خرند. خیلی عالی خدا به ما نشان داد، خیلی عالی، خیلی عالی. من در آنجا متوجّه شدم که هر کاری که بخواهم برای خودم انجام بدهم خدا جلوش منعِ، حاجب قرار می‌دهد جلویش سدّ می‌گذارد. می‌توانی برو انجام بده، آقا می‌دیدی کار سر یک قضیه پوچ و بی‌خود چنان ایستاد که به هیچ وجه من‌الوجوه نمی‌توانی حرکت کنی، یک چیز پوچ، تا می‌آمدی و از این مطلب ردّ می‌شدی می‌دیدی همان چیزی که موجب شده بود شما را نگه دارند همان موجبِ جواز شماست، یعنی به همان دلیلی که شما را نگه داشتند به همان دلیل اجازه می‌دهند شما حرکت کنید! عجیبه، آخه یک دلیل دیگر باشد، این برطرف بشود، همان، این یعنی چه؟ آقا بگو همه چیزی که اینجا می‌آید از او می‌آید دیگر! چرا داری معطّل می‌کنی خودت را؟ چرا داری می‌ایستی؟ و هر وقت که من این جهت را نداشتم و به جهت دیگری که خب حالا دیگر اسم نمی‌برم توجّه می‌کردم می‌دیدم مسائل خیلی روشن خیلی آماده خیلی، به هیچ وجه، اصلاً هیچ، این برای چیه؟ آنجا یک جائی است که هیچ تعینی در آنجا نباید راه پیدا بکند.