
تلازم علم و حلم در عالم حقیقی
منافات علم و حلم در میان اهل ظاهر. بنیۀ علمی فوق العاده و عمل بر اساس رضای الهی، دو شاخصۀ طبیبهای سابق. تلازم علم و حلم در عالم حقیقی. پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: «عجله از شیطان است». تنافی قدرت با عفو و اغماض، در میان اهل دنیا. ظهور قدرت حقیقی، در خویشتنداری و غلبه بر هواهای نفسانی. خویشتنداری امیرالمؤمنین علیه السّلام در عین قدرت. بردباری و حلم خداوند در حین غضب نمودن. حقیقت معنای خالقیّت و رازقیّت حضرت حق. داستان میهمانیدادن حضرت سلیمان علیه السّلام. حکمتهایی در آفرینش انسان. گسترۀ سفرۀ رزق پروردگار بر روزیهای معنوی و مادّی.
تلازم علم و حلم در عالم حقیقی
توضیحات:
منافات علم و حلم در میان اهل ظاهر. بنیۀ علمی فوق العاده و عمل بر اساس رضای الهی، دو شاخصۀ طبیبهای سابق. تلازم علم و حلم در عالم حقیقی. پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: «عجله از شیطان است». تنافی قدرت با عفو و اغماض، در میان اهل دنیا. ظهور قدرت حقیقی، در خویشتنداری و غلبه بر هواهای نفسانی. خویشتنداری امیرالمؤمنین علیه السّلام در عین قدرت. بردباری و حلم خداوند در حین غضب نمودن. حقیقت معنای خالقیّت و رازقیّت حضرت حق. داستان میهمانیدادن حضرت سلیمان علیه السّلام. حکمتهایی در آفرینش انسان. گسترۀ سفرۀ رزق پروردگار بر روزیهای معنوی و مادّی.
تلازم علم و حلم در عالم حقیقی
10صبر یعنی: آدم عصبانی شده است و دارد عرق میریزد، در عین عصبانیّت که دشمن را گرفته است، صبر کند و یک مهلت عجیبی هم به او بدهد، و در عین عصبانیّت هم باشد!! امّا اگر آدم از عصبانیّت بیفتد و بعد او را مهلت بدهد، خب تغییر حال پیدا کرده است.
خدا تغییر حال نمیدهد، پس وقتی خدا غضب کند، غضبش تبدیل به رحمت نمیشود، مگر اینکه طرف توبه کند یا برگردد. ولی وقتی این شخص به همان حال اوّلیۀ خودش باقی است و توبه نکرده، پس غضب خدا هم ادامه دارد؛ امّا در عین اینکه غضبش ادامه دارد و هر لحظه میتواند طرف را عقاب کند، ولی عقاب نمیکند.
بهخلاف افراد بشر که اگر بخواهند به مقتضای غضبشان عمل کنند، چه بسا زمان طول میکشد. مثلاً کسی دیگری را کشته است، حالا اگر ولیّ خون او میخواهد قاتل را قصاص کند، فوراً که نمیتواند او را بکشد؛ باید بیاید نزد حاکم و اثبات کند و حاکم هم باید حکم کند، و قبل از اینکه حاکم حکم کند که نمیتواند قصاص کند. ممکن است تا حاکم حکم کند، طول بکشد؛ یا برای اینکه شهود بیاورد، طول بکشد؛ و شاید اصلاً شهود نباشد و دعوایش ثابت نشود.
امّا خدا اینطور نیست که برای اثبات انتقام و گوشمالی از آن کسی که تمرّد کرده است احتیاج به گذشت زمان یا پیدایش مکان مستعد و یا شرط و علل مُعدّه داشته باشد، هیچ لازم نیست! نفس ارادۀ او قدرت اوست؛ بخواهد اراده کند کار تمام است، ولی اراده نمیکند. و عالَم را روی این نگهداشته است!
﴿وَلَوۡ يُؤَاخِذُ ٱللَهُ ٱلنَّاسَ بِظُلۡمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيۡهَا مِن دَآبَّةٖ﴾؛ «و اگر خدا بخواهد مردم را بر ظلمی که میکنند مؤاخذه کند، روی زمین یک جنبنده نمیماند!»
﴿وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾؛1 «تأخیر میاندازد تا آن زمان و اجلی که معیّن شده است.»
پس همۀ افراد کم و بیش، به اختلاف درجات و مراتب خود ظلم میکنند، ولی خدا هیچ انتقام نمیگیرد واصلاً آنها را به ید قدرت خودش نمیگیرد.
- سوره نحل (١٦) آیه ٦١.
