اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وحدت اراده و مشیّت پروردگار متعال نسبت به همه عالم وجود

14٬613
سال 1418
جلسات

فقره دعاء. بك عرفتك و أنت دللتني عليك و دعوتني إليك و لولا أنت لم أدر ما أنت. 1 – وظيفه و تكليف هر فردي به ميزان معرفت او مي‌باشد. 2 – توضيحي در ارتباط با قاعدۀ «لا يعرف شيءٌ شيئاً إلّا بما هو فيه منه». 3 – بيان ميزان معرفت افراد نسبت به صفات پروردگار متعال بر اساس ميزان تحقق آنها در وجود ايشان مي‌باشد. 4 – استفاده همۀ امور خارق العاده و غير آن به اراده و مشيت پروردگار متعال مي‌باشد. 5 – ابتلاءات و مصائب وارده بر افراد موجب رشد و كمال ايشان مي‌شود.

وحدت اراده و مشیّت پروردگار متعال نسبت به همه عالم وجود

توضیحات:

فقره دعاء. بك عرفتك و أنت دللتني عليك و دعوتني إليك و لولا أنت لم أدر ما أنت. 1 – وظيفه و تكليف هر فردي به ميزان معرفت او مي‌باشد. 2 – توضيحي در ارتباط با قاعدۀ «لا يعرف شيءٌ شيئاً إلّا بما هو فيه منه». 3 – بيان ميزان معرفت افراد نسبت به صفات پروردگار متعال بر اساس ميزان تحقق آنها در وجود ايشان مي‌باشد. 4 – استفاده همۀ امور خارق العاده و غير آن به اراده و مشيت پروردگار متعال مي‌باشد. 5 – ابتلاءات و مصائب وارده بر افراد موجب رشد و كمال ايشان مي‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

وحدت اراده و مشیّت پروردگار متعال نسبت به همه عالم وجود

10
  • توحید یعنی این. توحید یعنی ظاهر وباطن از میان برداشته شود حجاب ظاهر و باطن از میان برود یك مشیت و یك اراده انسان بیشتر نبیند این می‌شود توحید. انشاءالله هر وقت رسیدید دست ما را هم بگیرید، خوب است؟ خوب است دیگر؟ ما زحمت می‌كشیم این حرفها را می‌زنیم حالا آنهایی كه به ما گفتند شما هم بالاخره دست ما را بگیرید دیگر.

  • حالا این مقامی‌كه برای انسان پیدا می‌شود و انسان ادراك می‌كند كار و فعل حضرت عیسی را، برای چیست؟ چون این وجودش معنا و مفهوم خلقت را ادراك كرده چون وجودش این معنا را ادراك كرده آن كار حضرت عیسی را هم چی است؟ می‌فهمد. اگر ادراك نكند فقط بیر بیر به حضرت عیسی نگاه می‌كند، نگاه می‌كند می‌بیند كه حضرت عیسی آن خاك را برداشت تبدیل كرد به گِل كرد خب این را با چشمش دارد می‌بیند بعد هم یكدفعه پر زد رفت! چی شد؟ من در آن دمیدم و فوت كردم، من فوتی ندیدم. من یك كاری كردم كه این گلی كه در دست من است تبدیل به چی بشود؟ تبدیل به پرنده بشود، من این كار را كردم. چه كار كردی؟ تو نمی‌فهمی. ‌خب چطوری بفهمد؟ حالا حضرت عیسی بخواهد به مای جاهل بفهماند چطوری بفهماند؟ مگر ما می‌فهمیم؟ بیاید بگوید من آمدم آن مشیت الهی، مشیت خلاّقه را آمدم در این پیاده كردم، مشیت چیست؟ خلاّقه چیست؟ پیاده كردن چیست؟ مگر می‌فهمد اصلا؟ مگر ادراك می‌كنیم؟

  • آن شعری كه مرحوم آقا خیلی می‌خواندند چی بود؟ همه باید بلد باشیم دیگر. من گنگ خواب دیده و عالم تمام كرد / من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش/ من در یك حالتی هستم در یك موقعیتی هستم یك مسائلی را به من دادند یك مطالبی را به من عنایت كردند كه نه من قادر هستم بیان كنم و نه اشخاص قادرند بشنوند. گیر از هر دو طرف است منع از هر دو طرف است. نه من می‌توانم بیان كنم و نه افراد می‌توانند بشنوند. چرا؟ چون آن به لفظ نمی‌آید. حضرت عیسی آن كاری را كه دارد در ضمیر خود انجام می‌دهد و این طین را تبدیل به طیر می‌كند آیا می‌تواند به لفظ بگوید؟ نمی‌تواند بگوید. چه شخصی می‌تواند به این مقام عرفان پیدا كند؟ وقتی این حالت در او باشد. پس چه شد؟ لا یعرف شیء شیئاً الا بما هو فیه منه. هیچ چیزی عارف به شیء دیگر نخواهد شد مگر به یك واسطه‌ای كه، مگر به یك امری كه، مگر به یك شیء كه در این است در آن هم هست. تا در این دو تا نباشد این عارف نیست نمی‌فهمد. فقط نگاه می‌كند عجب مقامی‌دارد خب چكار كرده؟

/ 260