
ادراك حقیقت معناى رحمت
فقره دعاء: بك عرفتك و أنت دللتني عليك و دعوتني إليك و لولا أنت لم أدْرِ ما أنت. 1 – ادراك حقيقت معناي رحمت در وجود پروردگار متعال متوقّف بر تحقّق معناي آن در وجود افراد به ميزان سعه و ظرفيت ايشان ميباشد. 2 – تغيير و تحول دروني انسان منجرّ به تغيير و تحوّل ديد او نسبت به اشياء ميشود. 3 – ذكر حكايتي در ارتباط با عدم تفاوت ميان افراد در نزد اميرالمؤمنين عليه السلام در اجراي عدالت نسبت به آنها. 4 تفسیر آیه شریفه: وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ 5 توضیحی درارتباط با این شعراز مثنوی: کار پاکان را قیاس از خود مگیر * گرچه باشد در نوشتن شیر شیر
ادراك حقیقت معناى رحمت
توضیحات:
فقره دعاء: بك عرفتك و أنت دللتني عليك و دعوتني إليك و لولا أنت لم أدْرِ ما أنت. 1 – ادراك حقيقت معناي رحمت در وجود پروردگار متعال متوقّف بر تحقّق معناي آن در وجود افراد به ميزان سعه و ظرفيت ايشان ميباشد. 2 – تغيير و تحول دروني انسان منجرّ به تغيير و تحوّل ديد او نسبت به اشياء ميشود. 3 – ذكر حكايتي در ارتباط با عدم تفاوت ميان افراد در نزد اميرالمؤمنين عليه السلام در اجراي عدالت نسبت به آنها. 4 تفسیر آیه شریفه: وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ 5 توضیحی درارتباط با این شعراز مثنوی: کار پاکان را قیاس از خود مگیر * گرچه باشد در نوشتن شیر شیر
ادراك حقیقت معناى رحمت
13تلمیذ:
استاد: بله! تا فانی در خدا نشود معنای بک عرفتک روشن نمیشود. پس حضرت سجاد با این عبارت میخواهد چه بفرماید؟ میخواهد بفرماید من از صفات گذشتم از نعوت گذشتم از اسماء گذشتم از افعال گذشتم مراتب توحید افعالی و صفات و اسماء، همۀ اینها را طی کردم و به بک عرفتک رسیدم، تو را به تو شناختم تو کی هستی؟ مقام ذات، این است و انت دللتنی علیک، تو خودت مرا دلالت کردی یعنی ذات تو مرا به تو دلالت کرد ذات تو آمد و ذات مرا از من گرفت و یک ذات شد و وقتی یک ذات شد خدا شد و وقتی که خدا شد مخاطب یکی شد و قائل و مقول یکی شد و عارف و معروف یکی شد و دعوتنی الیک، تو خودت مرا به خود دعوت کردی تو بودیکه مرا به خود دعوت کردی و طلب کردی ولولا انت لم ادر ما انت اگر تو نبودی من نمیدانستم که تو کی هستی. یعنی پی بردن به خصوصیات اسماء و صفات و مقام ذات، فقط به واسطه وجود چیست؟ وجود تو بود و به واسطهعنایت تو.
البته خب این معنا قطعا چون خود حضرت سجاد صلوات الله و سلامه علیه در این مقام هستند و همه را به این مقام دعوت میکنند ولازمهمقام امامت فناء در این مرتبه است خب این معنا در اینجا روشن است. اما فرض کنید که اگر ما بخواهیم از این نکته تنازل کنیم این دیگر در اینجا جای صحبت بسیار دارد که هر عنایتی که انسان میبیند آن عنایت به واسطه پرورگار است و در هر رتبهای میخواهد باشد آن دیگر اختصاص به پروردگار دارد بالاترین مرتبهاش همین است که معرفی ذات به ذات است دلالت ذات به ذات است دعوت ذات به ذات است و وجود ذات که دلالت بر ذات میکند، این مقام است. پایینتر از او هم هر چه ما میخواهیم ما میتوانیم این مطلب را گسترش بدهیم. هر عمل خیری که میکنیم این از ناحیه پروردگار است هر توفیقی که پیدا میکنیم از ناحیۀ پروردگار است و هر جا که میرویم از پروردگار است و تمام اینها از ناحیه پروردگار است.
