توضیحى در ارتباط با سریع الاجابة بودن پروردگار متعال.
5ابن سينا در اين باب خيلى بيان گستردهاى دارد و در آنجا ايشان كيفيّت لذّات روحانى را وقتى كه شرح مىدهد در آنجا بيان مىكند كه چگونه لذّات روحانى با لذّات جسمانى قابل مقايسه نيست اصلًا قابل مقايسه نيست خشم و غضب با خشم و غضب جسمانى قابل مقايسه نيست مهر و رأفت و عطوفت با مهر و رأفت جسمانى قابل مقايسه نيست آن لذّات با اين لذّات قابل مقايسه نيست در هر مرتبه و در هر قضيه، بعد آن وقت وارد بحث علم و لذّتى كه به واسطهى علم مىشود و مىگويد اصلًا يك لذّتى است كه قابل مقايسه با هيچى نيست اينها مال چيست؟ اينها تمام مال اين است كه انسان از ارتباط با مادّه دور شده و به آن جنبهى معنا نزديك [شده] به همين مناسبت خصوصيّات وجود، اثر بيشترى در او باقى مىگذارد آثار و شوائب وجود، داراى اثر بيشترى هست نسبت به وجود مادّى و برهمين قياس شما حركت كنيد و جلو برويد جلو برويد يعنى اين ارتباط بين مادّه و بين برزخ را در ارتباط بين برزخ و بين ملكوت مقايسه كنيد ملكوت با جبروت مقايسه كنيد. جبروت با لاهوت يا جاى اينها را عوض كنيد آن را با عوالم بالاتر يعنى همين مقياس را ملاحظه كنيد با آن مرتبه و مرتبه اعلا، مرتبهى عليا نسبت به خود رعايت تأنيث و تذكير هم بكنيم در اينجا (ه) دارد. مؤنّث حقيقى چه باشد مؤنّث مجازى چه باشد اينها را كه خوانديد ديگرفرق بين مؤنّث مجازى و مؤنّث حقيقى و اينها.
گفت: قربان حقيقت بروم كه هيچ از آن خبر ندارى اين هرچه هست اينها همه مجاز است. آن حقيقت پيدا نمىشود. بنابراين نهايت سرعتى كه در عالم مادّه تصوّر مىكنند كه آن سرعت را مرز براى عدم به حساب مىآورند آن مرزى است كه مادّه تبديل به انرژى بشود و فانى بشود حالا شما ببينيد اين سرعت در عالم مثال به چه نحو است اصلًا قابل مقايسه است؟ حالا ببينيد اين سرعت در عالم ملكوت به چه حساب است؟ اين سرعت در عالم جبروت به چه حساب است؟ و هَلُمَّ جرا دعوت يك امر قلبى است به ظاهر ما عرض كنيم كه اللّهمَّ انّى اسئلكَ قَضاءَ حاجَتى اللّهمَّ انّى اسئَلُكَ خيرَ الدُّنيا وَ الاخِرَة اللّهمَّ انّى اسئَلُكَ شفاعة محمّدٍ وَ آلِهِ الطّيبينَ الطّاهرينَ اللهم صل على محمد و آل محمد، ما اين را مىگوييم. امّا در ماوراء اين لفظ، آن دل و آن نفس است كه طلب مىكند و آن نفس كه مادّه نيست، آن نفس مادّه نيست، آن نفس چيست؟ آن نفس داراى مراتب عِلّىّ برزخى ملكوتى و جبروتى و لاهوتى و انمحاء ذاتِى در ذات پروردگار است و از آنجايى كه انسان داراى مراتب مختلفه در وجود است، همهى افراد كه يكسان نيستند، يكى مقدار سعه تفكّراتش، تفكّرات برزخى است در عالم تخيّلات است يكى مقدار سعه تفكّراتش، تفكّرات ملكوتى است. يكى تفكّراتش، تفكّرات معنا و جبروتى است. يكى به سرّ ارتباط دارد. خواست و طلبِ هر كدام از افراد هم، منطبق با آن مرتبهاى است كه با پروردگار در آن مرتبه ارتباط دارد.

