توضیحى در ارتباط با سریع الاجابة بودن پروردگار متعال.
6پس بنابراين اگر قرار بر اين باشد كه خداوند متعال احاطه دارد بر همه مراتب وجودى ما، بايد سرعتى را ما تصوّر كنيم در رفت و آمد، در اتيان و مَجىء و رجوع، كه اصلًا قابل تصوّر با سرعت مادّه و سيصد هزار كيلومتر در ثانيه نيست، يعنى اصلًا اين ارتباط دل انسان با مقام ربوبى يك ارتباطى است كه اصلًا در تصوّر نمىآيد اين رفت و برگشت كه اين چه سرعتى دارد كه اين بخواهد آن اجابت مىكند. سيصد هزار كيلومتر مال مادّه است مال عوالم ديگر نيست. عوالم مادّه اصلًا ربطى ندارد به اين، ربطى ندارد به عالم مادّه، حالا اين اجابت در عالم برزخ چطور است؟ صورت غيربرزخىاش در ملكوت، چطور است؟ صورت آن حقيقت معنا چطور است؟ اين تبدّلش، اينها ديگر از بحث اصلًا خارج مىشود. اين طلبى كه انسان مىكند اين طلب يك صورت دارد در باطن آن يك معنا است در باطن آن يك حقيقت نهفته است، بعد تبديل به يك نور مجرّد مىشود بعد آن نور مجرّد تبديل به يك نور كذا مىشود تعيّن پيدا مىكند تا به آن مىرسد به لا تعيّن، هر طلب و هر خواست و هر فكرى اين مراتب را بايد طى كند اين رفت و اين برگشت، اتيان و اين رجوع اين كيفيّت، در هر صورت اصلًا قابل تصور نيست.
خُب حالا يك همچنين خدايى، به يك همچنين وضعى، قابل حمد نيست؟ حمد اختصاص به او ندارد؟ كه اجابت او اصلًا به تصوّر نمىآيد نه اين كه معيار داشته باشد، به تصوّر نمىآيد. اصلًا به تصوّر نمىآيد. يك ماشين هر چقدر سرعت داشته باشد. ده هزار كيلومتر در ساعت ديگر بيش از اين سرعت ندارد الآن ماشين چقدر سرعت دارد؟ دويست كيلومتر دويست و پنجاه كيلومتر، صد و بيست كيلومتر، صد كيلومتر يك ماشين شما تصوّر كنيد كه ده هزار كيلومتر سرعت داشته باشد تا نگاهى كنيد اصلًا غيبش زده، رفته سرعت اجابت پروردگار اصلًا در تصوّر انسان نمىآيد. نگوييد حالا من خدا را خواستم خدا كى اجابت مىكند؟ كِى فلان مىكند؟ همين كه خطورى از شما مىرسد، جواب آمده، حالا لازم نيست جواب را شما بفهميد، جواب آمده، اين جواب رفت تو پرونده، اين طلب شما رفت تو پرونده و با جواب هر دو بسته شد، تمام شد. نگوييم ما كى خدا را مىخوانيم، حالا خدا سرش شلوغ است.

