توضیحى در ارتباط با سریع الاجابة بودن پروردگار متعال.
11آمدن در اين دنيا لازمهاش نسيان است انسان فراموش مىكند مبدأش را فراموش مىكند، در كجا بوده فراموش مىكند، آن لذّات را فراموش مىكند، آن حالت انبساط را فراموش مىكند و اشتغال پيدا مىكند به مسائل بسيط و مسائل دنياى دنى. به هر مقدار كه توغلّ در مادّه و دنيا پيدا كند، به همان مقدار طلب و خواست او نسبت به مبدأ، كم مىشود طلب او نسبت به مسائل مبدأ كم مىشود.
انسانى كه هنوز به رياست نرسيده زودتر حرف تو گوشش مىرود تا اين كه رفت و در آن رياست مستقرّ شد، اين يك امر طبيعى است چرا؟ نسيان پيدا مىكند. انسانى كه هنوز مال و منال پيدا نكرده مواعظ و نصايح زودتر در گوش او فرو مىرود تا اينكه فرض كنيد كه ٥٠٠ ميليون سرمايه بدست بياورد، آنجا مسائل و نصايح را دير مىپذيرد، دير قبول مىكند چرا؟ چون دور شده و اين يك امر طبيعى است. انسانى كه نسبت به يك مسأله از مسائل دنيا دلبستگى پيدا نكرده زودتر حقايق را مىپذيرد تا اينكه دلبستگى پيدا بكند آن بچّهى ده ساله يا هشت سالهاى كه هنوز از مسائل دنيا چيزى را متوجّه نشده زودتر به مرگ و موت رضا مىدهد تا آن مرد ٥٠ ساله ٦٠ سالهاى كه اين زندگى و حيات دنيا براى او استقرار پيدا كرده چرا؟ چون او هنوز تعلّق پيدا نكرده تعلّق ندارد ديگر، وقتى تعلّق ندارد زودتر گذشت مىكند، زودتر.
ديديد بچّهها، بچّهها زودتر يك چيزى را دارند مىدهند به يكى ديگر، اصلًا .... اگر شما به بچّه برليانى بدهيد كه قيمتش صد ميليارد باشد، يك برليان، به او بگو آقا اين برليانت را بده به رفيقت، مىگويد بيا بگير، مىگويى آقا اين صد ميليارد قيمتش است اين فلانه مىگويد بيا مال تو، با هم بازى مىكنيم يك مقدار دست تو باشد يك مقدار دست من اگر هم گريه كرد مىگويد گريه نكن اين اصلًا مال تو! چرا؟ چون تعلّق ندارد، تعلّق ندارد، كى تعلّق پيدا مىكند؟ وقتى قطعنامه را كه امضا كردند برويد بيمارستان را نگاه كنيد سى سى يو پر است. سى سى يو ها پُر! مال چه؟ اى داد اموالم نصف شد اى داد فلان شد اى داد چه شد، بدبخت تو مال اين مالى يا مال، مال تو است؟ كدام؟ تو مال اين مالى يا مال، مال تو است؟ چرا؟ اين تعلّق دارد.

