توضیحى در ارتباط با سریع الاجابة بودن پروردگار متعال.
12من داشتم يك روز از يك جا مىگذشتيم يك خانهاى آتش گرفته بود خيلى وقت پيش اين صاحبخانهى بيچاره با زنش تو سرش مىزد اين بچّهها مىخنديدند هرچه اين آتش بيشتر بالا مىرفت اينها بيشتر كف مىزدند مىخنديدند انگار نه انگار، حالا او دارد تو سرش مىزند اى تمام زندگيم رفت اى نمىدانم فرش و كاشانهام سوخت، اين هم نگاه مىكند عجب آتشى! به به بيشتر برو بالا! اين مال چيست؟ مال اينكه كه اين تعلّق ندارد.
از اين دوتا كدام به وحدت نزديكتر است؟ اين نزديكتر است اين بچّه نزديكتر است به وحدت. چرا؟ چون براى خدا كه فرق نمىكند چه آتش چه غير آتش، از نقطهى نظر ربوبى آتش يكى از مخلوقات خدا است. غير آتش هم يكى از مخلوقات خدا است هر دو يكسان است، از نقطهى نظر ربوبى كه يكسان است، ما در اينجا دوتا مىبينيم، اينها حقايق است ها. خيلى براى ما مشكل مىآيد و انسان خودش را به اين حقايق مترتّب كند به همين آسانى هم نيست ما حالا خندهاش را مىكنيم و راحت ردّ مىشويم ولى كار مىبرد بايد از خدا بخواهيم امام سجّاد كه مىفرمايد كه الحَمْدللّه الّذى ادْعوهُ فَيُجيبُنَى سريع است بايد از خدا طلب كنيم كه خداوند اين حقايق را در وجود ما بياورد در وجود ما اين حقايق را متجلّى كند، و ما را متحقّق به اين حقايق بكند، آنوقت در آنجا آتش گرفتن و نگرفتن يكسان است فرقى نمىكند هيچ فرقى نمىكند اصلًا ابداً فرقى نمىكند.
اميرالمؤمنين (ع) مىرفت قنات مىكند پدر خودش را درمىآورد خاك و گل و فلان و اين حرفها مىآمد بالا، يك قنات مىكند آب جارى مىشد فلان، فوراً قلم و كاغذ مىآورد اين قنات را وقف را براى فلان قبيله مىكرد، فلان قبيله فقير و اينها مىكرد و مىگفت مٍژده باد اقوام مرا كه از اين قنات نصيبى ندارند اين چيست منظورش؟ آن هدفش چيست؟ چرا؟ چون اميرالمؤمنين حقّ است ديگر، متحقّق به حقّ شده. متحقّق به حقّ شده، مىگويد اين چه مال من، چه مال غير من، مال من باشد چه فايده؟ من چه نفعى مىبرم؟ اقلّاً مال يكى باشد كه نفع ببرد، ما نفع را در تعلّق مىبينيم. على نفع را در بىتعلّقى مىبيند و اين دو با هم جمع نمىشوند، ما با على جمع نمىتوانيم بشويم، نمىتوانيم، اصلًا دو مبنا است، دو فكر است دو طرز فكر است دو قسم است، ما در حيازت مىبينم على در عدم حيازت مىبيند.

