توضیحى در ارتباط با سریع الاجابة بودن پروردگار متعال.
13خب چطور با همديگر اين دوتا جمع مىشوند؟ لذا على عليهالسّلام با كسى نساخت ديگر، با هيچكس نساخت يعنى كسى نتوانست با على بسازد، اميرالمؤمنين كه با همه مىساخت با همه سر آشتى داشت هنوز نيامده، طلحه و زبير آمدهاند مىگويند سهم ما را بده براى خودشان، آنوقت در اين دستگاه ديگر طلحه و زبير جايى ندارند، دستگاه على ديگر دستگاه حقّ است، دستگاه عدم تعلّق است دستگاه عدم حيازت است، دستگاه عدم جلب منافع است دستگاه توحيد و برابرى بودن است حضرت مىفرمايد كه اين حكومت براى من از آب بينى يك بز، مِن عَفطِهِ عَنْزٍ از آب بينى يك بز براى من پستتر است مگر اين كه احقاق حق را بكنم.1 واقعاً راست مىگويد، حضرت دروغ نمىگويد از حضرت راستگوتر كسى وجود ندارد، حضرت راست مىگويد چرا؟ چون اين توحيد است.
بنابراين اين بُطئى كه ما داريم وان كنتُ بطيئاً حينَ يَدْعونى لازمه وجود ماست چون ما غفلت كرديم از آنجا، لازمهى اين وجود بُطىء است چون نسيان كرده مبدأ خود را، ارتباط خود را با مبدأ قطع كرده. و به هر مقدارى كه قطع كرده بطءاش بيشتر است.
و به اقربيت حق از ما اسرع هستند. آقا زود مىدهند آقا زود انفاق مىكنند. آقا زود حركت مىكنند. امّا ما هى واى مىايستيم هى صبر مىكنيم. انْ قُلتُ و انْ قلت مىكنيم، انْ قُلت و ان قلت مىكنيم، قبول نمىكنيم، بهانه مىآوريم هى بهانه مىتراشيم اين مال چيست؟ به خاطر اين كه دور شديم، آقا ريش دارد تا نافش عمامه دارد يك طَبَق، امّا از حق اينقدر دور است، اينقدر از حق دور هست كه هيچ چيزى نمىتواند اين را راست كند مگر آن شمشير دو دم امام زمان فقط آن مىتواند امّا اين زنهاى بىحجاب اين جوانهايى كه در تحت تربيت غيرصحيح قرار گرفتهاند وقتى مىروى با آنها صحبت مىكنى، آقا آنقدر زود متحوّل مىشوند برمىگردند چه مىكنند اين به خاطر چيست؟ به خاطر اينكه ظاهر، ظاهر آشفتهاى دارد امّا باطنش به حق نزديك است.
- .؟

