اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ظهور صفت رحمت و سریع الاجابة بودن در اولیاء الهی

14٬375
سال 1419
جلسات

فقره دعاء: الحمدلله الذي أدعوه فيجيبني و إن كنت بطيئاً حين يدعوني. 1 – متحقق شدن اولياء الهي به صفت سريع‌الاجابة بودن پروردگار متعال. 2 – كيفيت دیدگاه والدين به فرزندان و معلم به شاگردان از ديدگاه مكتب عرفان. 3 – اهميت رعايت حقوق اهل خانواده توسط مرد. 4 – بيان كيفيت رفتار و منش امام رضا عليه السلام با غلامان و زيردستان خود. 5 – بيان خدمات برخي از ملوك دولت صفويه به مكتب تشيع.

ظهور صفت رحمت و سریع الاجابة بودن در اولیاء الهی

توضیحات:

فقره دعاء: الحمدلله الذي أدعوه فيجيبني و إن كنت بطيئاً حين يدعوني. 1 – متحقق شدن اولياء الهي به صفت سريع‌الاجابة بودن پروردگار متعال. 2 – كيفيت دیدگاه والدين به فرزندان و معلم به شاگردان از ديدگاه مكتب عرفان. 3 – اهميت رعايت حقوق اهل خانواده توسط مرد. 4 – بيان كيفيت رفتار و منش امام رضا عليه السلام با غلامان و زيردستان خود. 5 – بيان خدمات برخي از ملوك دولت صفويه به مكتب تشيع.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ظهور صفت رحمت و سریع الاجابة بودن در اولیاء الهی

12
  • اگر ما یک عملی را انجام بدهیم، بعد مشخّص بشود که یک طرف در این‌جا مظلوم واقع شده، صریحا باید بیاییم اعلام کنیم. آقا ایشان مظلوم واقع شده حقّ با این است. برو برگرد ندارد. اگر نکنیم در این‌جا چه چیز است؟ مسأله را باختیم چرا؟ چون اوّلاً حقّ را فدای شخصیّت کردیم این یک و این قابل جبران نیست. حقّ که فدای شخصیت نمی‌شود. مسأله دوّم، که از این مسأله [ی اول] مهم‌تر هست این است که با عَدَم صِراحت به این مطلب، ما ظلمی را، ظلم مؤکّد و ظلم مجدّدی را بر آن مظلوم دوباره وارد آوردیم. خب این را چه کار می‌کنیم؟ چون اعلام نمی‌کنیم دیگر. در حالی که حقّ از همه چیز بالاتر و بر همه چیز، ترفّع دارد. اینجاست که فرق بین افراد از نقطۀ نظرِ عبور از مسائل نفسانی و عَدَم عبور روشن می‌شود.

  • آن وقت خدا هم پیش می‌آورد. دقیقاً خدا پیش می‌آورد. پیغمبر اکرم صلّی اللهُ و علیه و آلِه و سلّم، ایشان در آخر حیات خود گفت، هر کسی حقّی بر گردن من دارد بیاید. یک مردی آمد، گفت، شما یک مرتبه خواستید با آن عصای خودتان، با آن چوبی که در دست دارید به شترتان بزنید، آن چوب را زدید به من و من می‌خواهم در این‌جا قصاص کنم و جریانش را خب دارید که، بله، دامن حضرت را زد بالا، آن شکم حضرت را بوسید و چه کار کرد و این حرف‌ها دیگر. برای پیغمبر فرق نمی‌کند. رسول خدا هست ولی ممکن است اشتباهاً دستش به یکی خورده باشد. چوبش به یکی خورده باشد. بیاید بگوید.

  • خدا رحمت کند مرحوم آقای بروجردی رضوان الله علیه را. یکی از آقایان، اسمشان را نمی‌برم، الآن حیات دارد در قم و از علمای قم هست، ایشان داشت برای مرحوم والد رضوان الله علیه، این قضیه را می‌گفت. می‌گفت در یک جریانی آمدند از طرف من پیش آقای بروجردی، سعایت کردند. سعایت کردند. و آقای بروجردی نسبت به این قضیه عکس العمل نشان داد. حالا میان چند نفر بودند، هشت نفر، ده نفر، پانزده نفر، عکس العمل نشان داده شد. بعد این قضیه روشن شد. من رفتم پیش آقای بروجردی و با ادلّه و با براهین و شواهد ثابت کردم که این مطلبی را که به شما گفتند، اشتباه بوده و ایشان قبول کردند. گفت من از شما معذرت می‌خواهم که این را من اشتباه فهمیدم آن شخص گفت من به آقا بروجردی گفتم که آقا! این کافی نیست. گفتند چه کار کنم؟ گفتم، شما نسبت به این قضیه عکس ‌العمل نشان دادید و آمدید مطرح کردید و باید جلوی آن‌ها بگوئید که اشتباه کردم، آقای بروجردی گفتند بسیار خوب من می‌گویم. ایشان آمدند بالای منبر، موقع درس ـ نه تنها نسبت.....، چون گفتند که ممکن است آن چند نفر به بقیّه هم گفته باشند ـ آمدند بالای منبر موقع درس رسماً از این آقا عذرخواهی کردند و گفتند که حقّ با ایشان بوده و ما اشتباه کردیم.

/ 260