پنج ركن مهم در سیروسلوک الی اللَه
18ناتمامان جهان را کند این پنج تمام؛ یعنی کنترل در گفتار (صمت)، مراعات مزاج به نحو اصلح؛ انسان چیزی را که میبیند الآن میل و اشتهاء ندارد، ولیکن خدا میگوید باید بخوری، او بر خلاف اشتهاء بخورد؛ چرا؟
بنده بعضی از این کسبۀ بازار را دیدهام که در شبهای نوروز آنطور مشغول کارند که نمیفهمند؛ مثلاً ظهر باید ناهار بخورد، نمیخورد، ساعت ده شب هم میآید شام نخوردهاند. یکی از اینها اتّفاقاً از اقوام ما هم هست؛ جوانی پیراهندوز بود ـ خدا إن شاء الله که عافیتش بدهد ـ این پیراهندوز پیراهن میدوخت، برای این چند شب نزدیک حَمَل، خب مشتری خیلی زیاد بود و دائماً مشغول کار بود. بندۀ خدا قرض هم داشت، عیالوار هم بود، یعنی شاید هم به واسطۀ همین جهات یکقدری تندروی کرد. علی کلّ تقدیر، مشغول به کار شد و چند شبانهروز دیدند نه خوابید و نه غذا خورد، و سکته کرد، سکتهای که در اثر همین بود. خُب، وقتی عشق آن کار برایش هست، نه گرسنگی میفهمد، نه بیخوابی میفهمد! ولی خُب آن آنی که سکته کرد، این حسابها را نمیکند، خدا میگوید: شما که الآن قرض داری، قرضت را داشته باش، من هم قرضت را میدهم؛ پیراهن هم برای مردم بدوز به اندازهای که آن سکته و درد تو را تهدید نکند! و الاّ همۀ این پولهایی که از پیراهندوزی بهدست آوردی، یک دهم پول آن مخارجی که بعداً برایت میشود، بلکه یک صدم آن هم نمیشود.
لزوم پرهیز از افراط در سیر و سلوک
پس در هر کاری که برای انسان عشق و شوق پیدا میشود، اگر آن عشق و شوق شدید بشود، انسان را از خواب و خوراک میاندازد؛ انسان باید متوجّه باشد، کنترل دستش باشد که خدا میخواهد انسان را کاملاً به سوی خودش حرکت بدهد، و او هم باید حالِ توسّط را بگیرد. «خَیرُ الأُمورِ أَوسَطُها.»1 «بهترین امور آن است که نه جنبۀ افراط داشته باشد نه تفریط، نه تند باشد و نه کند.» بهترین امّت، «النَّمَطُ الأَوسَط »،2 «افراد میانهرو هستند.» اینها بدون هیچ مرضی، آسیبی، نگرانی، با نشاط راه را طیّ میکنند؛ هم عمر طولانی میکنند، هم صحّت و سلامتشان خیلی خوب است.
- الکافی، ج ١، ص ٥٤٠.
- بحارالأنوار، ج ٤، ص ٤١.

