اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

قرب پروردگار به انسان در عین بعد

15٬903
جلسات

تبیین معنای فضل پروردگار. قُرب پروردگار به انسان در عین بُعد. تشبیه نزدیکی خداوند در عین دوری، به رابطۀ نفس و آثار آن. قابل رؤیت نبودن حقیقت نفس. علّت امتناع صورت جسمانی یا خیالی یا عقلی داشتن خداوند. کیفیّت حضور خداوند در همۀ زمان‌ها و مکان‌ها. قوام تمام آثار و لوازم موجودات به حقیقت وجود، و قیام وجود به ذات حق تعالیٰ. معنای «قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجویٰ». مراتب ملائکۀ موکّلۀ بر أعمال. ترجمۀ فقراتی از دعای شریف افتتاح توسط معلّق.

قرب پروردگار به انسان در عین بعد

توضیحات:

تبیین معنای فضل پروردگار. قُرب پروردگار به انسان در عین بُعد. تشبیه نزدیکی خداوند در عین دوری، به رابطۀ نفس و آثار آن. قابل رؤیت نبودن حقیقت نفس. علّت امتناع صورت جسمانی یا خیالی یا عقلی داشتن خداوند. کیفیّت حضور خداوند در همۀ زمان‌ها و مکان‌ها. قوام تمام آثار و لوازم موجودات به حقیقت وجود، و قیام وجود به ذات حق تعالیٰ. معنای «قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجویٰ». مراتب ملائکۀ موکّلۀ بر أعمال. ترجمۀ فقراتی از دعای شریف افتتاح توسط معلّق.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

قرب پروردگار به انسان در عین بعد

13
  • قوام تمام آثار و لوازم موجودات به حقیقت وجود، و قیام وجود به ذات حق تعالیٰ

  •  زنی را که آرایش می‌کنند، لباس عالی تنش می‌کنند، یک گردنبند مروارید گردنش می‌اندازند، یک دستبند عالی به او می‌بندند، گل و گیره به سرش می‌زنند، و انواع و اقسام زینت، همۀ این زینت‌ها متعلّق به خود اوست، این زینت‌ها در رتبۀ متأخر است؛ امّا اصل خودیّت او باید باشد تا زینت‌ها ملحق به او بشود. دست، چشم، گوش و... اعضایی است که به انسان ملحق است؛ امّا خودیّت انسان در اصل است، و وقتی خودیّت انسان در اصل است، آن خودیّت از خود انسان قابل جدایی نیست. در تمام موجودات این خودیّت هست، و این خودیّت، یک حقیقت واحد است. بدن، دست، پا، چشم، گوش، سنگ بودن این سنگ، خاک بودن این خاک، این فرش، این کوه، این در، این دیوار، این گوسفند، این گاو، این موجودات، همۀ اینها از لواحق و آثار وجودند. حقیقت وجود و آن خودیّتی که برای اصل وجود است، برای خود وجود است و نمی‌شود نباشد، یعنی انفکاکش قابل تصوّر نیست. پس حقیقت این وجود که قائم به خداست، خدا از هر موجودی به آن موجود نزدیک‌تر است.

  •  به جان همۀ شما قسم که خیلی عزیزید، خدای علیّ أعلیٰ از خود ما به خود ما نزدیک‌تر است! از آنجایی که وقتی می‌گوییم: «خود»، هیچ چیز نزدیک‌تر به این «خود» نیست، ولی خدا جلوتر از این خودیّت است؛ آن‌وقت چگونه می‌شود که انسان یک مطلبی را بگوید و او نفهمد؟! نفهمد یعنی چه؟ چگونه می‌شود یک مطلبی را بگوید و او حاضر نباشد؟! او قبل از خودیّت ما، هست، و خودیّت ما و وجود ما معلَّق به اوست!

  •  این مطلبی را که ما می‌خواهیم بگوییم، اوّل فکر می‌کنیم، اراده می‌کنیم و نقشه‌اش را در ذهنمان می‌کشیم. این مطالبی را که الآن من دارم به شما می‌گویم، بدون اراده که نیست، منتها آن‌قدر تند و مسلسل‌وار این اراده و اختیار می‌آید و مطالب را ردیف می‌کند که قابل ادراک نیست و انسان نمی‌تواند از یکدیگر جدا کند، ولیکن بالأخره قائم به نفس است. اگر این مطالب از نفس من جدا بود، قابل ادراک نبود. این استماع شما از حقیقت شما جداست؟! اگر جدا بود برای شما قابل ادراک نبود.

/ 260