قرب پروردگار به انسان در عین بعد
14پس این حقیقت ما که این مطالب به آن قائم است، قائم به خداست؛ یعنی خدا اوّل وجود دارد، و ما در مرتبۀ دوّم، و کلام و استماع در مرتبۀ سوّم؛ پس همینطوری و بدون ما استماع نمیشود، و ما هم بدون خدا نیستیم.
معنای «قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجویٰ»
این معنای «قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجویٰ» است! خدا نزدیک است بهطوریکه از نجوای هر کس خبر دارد؛ نه تنها از نجوا، از نیّت و ارادهای که انسان با خودش دارد هم خبر دارد:
یا من ﴿يَعۡلَمُ خَآئِنَةَ ٱلۡأَعۡيُنِ وَمَا تُخۡفِي ٱلصُّدُورُ﴾1؛2 «ای کسی که ﴿خبر داري از آن چشمهايي كه نگاهش از روي خيانت است و از آن انديشهها و فكرهايي كه قلب و دل مخفي ميكند.﴾»
انسان ممکن است اندیشههای بدی داشته باشد ولی برای مردم بیان نکند، خیالهای بدی کند امّا همان خیال بد را مخفی میکند و فقط خود خدا خبر دارد. خیلی این مسئله عجیب است، خیلی عجیب است! این حرف را چه کسی میفهمد؟ امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید:
مراتب ملائکۀ موکّلۀ بر أعمال
و کُلَّ سَیّئةٍ أمَرتَ بِإثباتِها الکِرامَ الکاتبین الَّذینَ وکَّلتَهُم بِحِفظِ ما یکونُ مِنّی، و جَعَلتَهُم شهودًا عَلیَّ مع جوارحی، و کُنتَ أنتَ الرَّقیبَ عَلیَّ مِن ورائِهِم، و الشّاهدَ لِما خفی عنهُم؛ و برحمتک أخفَیتَهُ و بفَضلک سَتَرتَه.3
خدایا آن گناهان مرا بیامرز! همۀ گناهان من را بیامرز! خب، یک گناهانی است که انسان میکند و همه هم خبر دارند؛ آدم ریشتراش ریشش را میتراشد و همه خبر دارند، آدمی که انگشتر طلا دستش میکند و همه میبینند، آدمی که کراوات آویزان میکند و برای صحّت کار خودش هم میگوید: «آقا یک دستمال نظیفی است!» و همه میبینند. ولی نمیشود سر خدا کلاه گذاشت!
یک گناهانی است که مردم نمیدانند؛ آدم در ذهنش یک نقشهای کشیده که فردا فلان کار را انجام بدهد، فلان معاملۀ ربوی را بکند، فلان خیانت را بکند، فلان جرم را بکند، کسی هم نمیداند، چون این نقشه فقط در ذهن انسان است و مردم نمیدانند امّا ملائکه میدانند، آن ملائکهای که خداوند بر انسان موکَّل کرده است و آنها از عالم صورت و فکر انسان خبر دارند. زیرا ملائکه مال عالم برزخ و عالم مثال و عالم صورتاند، و آنها از آنچه که در عالم صورت باشد خبر دارند، تا انسان یک نیّت بد میکند آنها آن نیّت بد را ضبط میکنند و در وجود خودشان عکسبرداری و ضبط میکنند. پس آدم حقّ خیال بد هم ندارد.
- سوره غافر (٤٠) آیه ١٩.
- الإقبال، ج ١، ص ٧٦، فرازی از زیارت علقمه.
- مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٨٤٩؛ الإقبال، ج ٣، ص ٣٣٦، فقراتی از دعای شریف کمیل.

