
قرب پروردگار به انسان در عین بعد
قرب پروردگار به انسان در عین بعد
17وجود ما قائم به خداست؛ یعنی اوّل خداست و ما از شئون خداییم، ﴿يَسَۡٔلُهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾.1 ما ظهور خدا و مظاهر خدا و مخلوق خدا هستیم؛ یعنی خدا واجب است و ما ممکن. آنوقت چگونه ما هستیم و خدا بر ما مسیطر و محیط نیست؟! خدا محیط است؛ یعنی یک وجود سِعی نسبت به ذات ما دارد قبل از وجود ذات ما. آیۀ ﴿وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ﴾ راجع به این مطلب است، و ﴿إِذۡ يَتَلَقَّى ٱلۡمُتَلَقِّيَانِ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيدٞ * مَّا يَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ إِلَّا لَدَيۡهِ رَقِيبٌ عَتِيدٞ﴾ 2 کار ملائکه است؛ خدا از اینها جلوترست.
آیۀ ﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواْ﴾،3 همهاش راجع به این است.
و إنشاءاللَه به برکت خود این خدا، اگر این حقیقت توحید برای انسان منکشف بشود، آنوقت آدم میفهمد که خدا قابل دیدن نیست. آدم چه چیز را ببیند؟ آدمی نیست که بتواند خدا را ببیند! اینکه میخواهد خدا را ببیند، مثل پر کاهی است که روی دریایی افتاده و میخواهد دریا را ببیند. این پر کاه اگر خودش را بکُشد فقط میتواند آن مقداری از آب را ببیند که روی آن افتاده؛ امّا غیر از آن را هم میتواند ببیند؟!
این بلبلی که در این باغ است، فقط میتواند آن گلی را ببیند که روی آن نشسته است؛ امّا کجا این بلبل میتواند این باغی که بزرگی آن صد میلیون فرسنگ است، ببیند؟! این ماهیای که در دریاست، فقط در آن مقدار آب اطرافش میتواند گردش کند؛ نه اینکه بر تمام دریا احاطه داشته باشد. این خسی که روی آبهای راکد حرکت میکند، هیچ نمیتوانند به قعر دریا بروند؟! رودخانهای که یک جای آن مقداری آب رفته داخل و آنجا راکد است، مثلاً از وسط رودخانه آب میگذرد ولی یک زوایایی پیدا کرده و آنجا آب ایستاده است، آنوقت حیوانات کوچکی روی آب میدوند، بعد ترمز میکنند، بعد دو مرتبه میدوند این طرف و آن طرف؛ اینها را خس میگویند. خس و خاشاک یعنی آن حیوانات ریزی که روی آب حرکت میکنند، خاشاک هم آن علفها و هرزهها است. این خسها هیچ میتوانند به قعر اقیانوس بروند و از آنجا خبر پیدا کنند؟! این خسها فقط روی آباند و یک سانتیمتر هم نمیتوانند زیر آب بروند، زندگیشان روی آب است، به این طرف و آن طرف میروند تا یک پشه را بگیرند و صید کنند.
- سوره الرّحمٰن(٥٥) آیه ٢٩. معاد شناسی، ج ٩، ص ٣٥١:
«هر روز خداوند در ارادۀ خاص و شأن جدیدی است.» - سوره ق (٥٠) آیه ١٦ ـ ١٨. معاد شناسی، ج ١، ص ٨٧:
«و ما نسبت به او از رگ گردن او به او، نزدیکتریم * در آن هنگامی که دو فرشتۀ بزرگوار ما که از طرف راست و چپ نشسته و بر أعمال خیر و شرّ او اطّلاع دارند * هر فعلی که از نیک و بد انجام دهد تلقّی نموده و بگیرند و ضبط کنند، و هیچ گفتاری از او سر نزند مگر آنکه آن دو فرشتۀ رقیب و عتید مراقب و حاضر بوده و در ضبط آن دریغ ننمایند.» - سوره مجادله (٥٨) آیه ٧. روح مجرّد، ص ٣٧٥:
«هیچگونه آهسته سخن گفتن و راز گفتن در میان سه نفر نیست مگر آنکه خداوند چهارمین آنهاست، و در میان پنج نفر نیست مگر آنکه او ششمین آنهاست؛ و پایینتر از این مقدار هم نیست و بیشتر از این مقدار هم نیست مگر آنکه او با آنهاست هر کجا که باشند.»
- سوره الرّحمٰن(٥٥) آیه ٢٩. معاد شناسی، ج ٩، ص ٣٥١:
