اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قرب پروردگار به انسان در عین بعد

14203
جلسات

قرب پروردگار به انسان در عین بعد

18
  • به کنه ذاتش خِرد برد پی، اگر رسد خس به قعر دریا1

  • یعنی هنگامی عقل انسان به کنه ذات خدا پی می‌برد، که این خس به قعر دریا برسد. ولی هیچ وقت نمی‌رسد؛ پس هیچ وقت فکر آدم به کنه ذات خدا نمی‌رسد‌!

  • عَنقا شکار کس نشود دام بازگیر2***کانجا همیشه باد به دست است دام را3
  • پس راه لقاء خدا این نیست که انسان خدا را ببیند یا تصوّر کند یا صورتش را در ذهن بیاورد؛ نه، این حرف‌ها نیست. راه لقاءِ خدا این است که انسان پی ‌ببرد وجودش یکی از مظاهر خدا و معلَّق به ذات او، به علم او، به عزّت او و به حیات او است، و وجودش از شئون اوست، و در مقابلِ ذات او هیچ است؛ یعنی خدا خودش خودش را می‌شناسد و هیچ موجودی قادر نیست که خدا را ادراک کند.

  • و صلَّی اللَه علیٰ محمّدٍ و آله 

  • ترجمۀ فقراتی از دعای شریف افتتاح توسط معلّق

  • الحَمدُ لِلَّهِ الَّذی لَیسَ لَهُ مُنازِعٌ یُعادِلُهُ و لا شَبیهٌ یُشاکِلُهُ و لا ظَهیرٌ یُعاضِدُهُ، قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الأَعِزَّاءَ و تَواضَعَ لِعَظَمَتِهِ العُظَماءُ، فَبَلَغَ بِقُدرَتِهِ ما یَشاءُ.

  • الحَمدُ لِلَّهِ الَّذی یُجیبُنی حینَ أُنادیهِ، و یَستُرُ عَلَیَّ کُلَّ عَورَةٍ وَ أنَا اعصیهِ، و یُعَظِّمُ النِّعمَةَ عَلَیَّ فَلا أُجازیهِ.4

  • [«ستایش مختصّ پروردگاری است که هیچ ذاتی را یارای نزاع با او نیست تا با او هم‌طراز و هم‌سنگ شود، و مانندی برای او نیست که همسان او گردد، و پشت و پناهی نیست که او را یاری رساند.

  • در مقام عزّت خود، عزیزان را ذلیل و خوار می‌گرداند، و بزرگان در قبال عظمت و بزرگی او به خضوع و خشوع درمی‌آیند. بنابراین با قدرت و توانایی خود به آنچه خواست و مشیّت او است، دسترسی خواهد داشت.

  • حمد مختصّ خدایی است که در هنگام خواندن و التماس، مرا اجابت کند و زشتی کردار و رفتار مرا با کرم و بزرگواری خویش بپوشاند و نعمت خویش بر من روا دارد، در‌حالی‌که من در مقام شکر و ستایش او برنمی‌آیم (و به رفتار خلاف خود ادامه می‌دهم).»] (معلِّق) 

    1. مصرعی از میر مشتاق اصفهانی. روح مجرّد، ص ٥٠٥:
      به عقل نازی حکیم تا کِی، به فکرت این ره نمی‌شود طِیّ *** 
       *** به کنه ذاتش خرد برد پی، اگر رسد خَس به قَعرِ دریا
      چو نیست بینش به دیده دل، رخ ار نماید تو را چه حاصل *** 
       *** که هست یکسان به چشم کوران، چه نقش پنهان چه آشکارا
    2. خ ل: بازچین.
    3. دیوان حافظ، غزل ٧.
    4. الإقبال، ج ١، ص ١٤٠، فقراتی از دعای شریف افتتاح.