معیار قرب و بعد انسانها به یکدیگر درعالم دنیا
14امیرالمؤمنین علیه السّلام وقتی که میروند در بقیع، خطاب میکند که فَهَلْ وَجَدْتُمْ ماوَعَدَ رَبُّکُمْ حقّاً آیا آنچه را که پروردگار شما وعده داد آن را صحیح یافتید، حق یافتید؟ بعد حضرت میفرماید: اگر شما گوش داشتید میفهمیدید که اینها میگویند که بله حقّ است و فقط تقواست که میتواند انسان را نجات بدهد. بعد امیرالمؤمنین علیه السّلام به آنها میگوید خُب ما آنچه را که بعد از شما به سر بازماندگانتان آمد من براتون میگویم. پسراتون رفتند زن گرفتند، دختراتون رفتند شوهر کردند، آن زنهاتون هم که دو روز گریه میکردند اونا هم رفتند شوهر کردند. خاطرتون جمع، بودند افرادی بروند بگیرندشان. خاطر جمع بیشوهر نمیمانند، آنها هم رفتند و گرفتند و مسئلهشان حل شد دیگر مشکلی ندارند. این از این، اموالتان را هم برداشتند همه را قسمت کردند آن هم اموال، خُب حالا بگویید ببینیم آن طرف چه خبر است؟ آن طرف؟ این از ما، ما خبر دادیم بهتان، خاطرتان جمع بخوابید زوجه رفت به زوج و پسرها و اینها رفتند و اموال هم تقسیم شد وفاتحه مع الصّلوات، شما بگویید چه کردید؟ بعد حضرت فرمودند اگر گوش داشتید میشنیدید که اینها میگفتند فقط تقواست که میتواند در اینجا دستگیر باشد.
خُب واقعیّت هم همین است دیگر، حقیقت هم همین است، خودمان داریم میبینیم دیگر، اصلاً انگار نه انگار شخصی بوده، انگار نه انگار زندگی کردند، مردش هم همین است وقتی که زن بمیرد بلند میشود میرود یک زنی میگیرد دیگر، حالا طرفین قضیّه هست فرقی نمیکند.
امّا اگر این دوستی و این محبّت، محبّت خدایی باشد آنوقت این چه میشود؟ این قضیّه دیگر در اینجا فرق میکند. محبّت خدایی یعنی چی؟ یعنی آنچه که موجب اُنس و الفت و نزدیکی و رفاقت و مصاحبت است آن عبارت است از یک امر واقعی، آن وقت این ارزش دارد آن امر واقعی ارزش دارد چرا؟ چون او پایدار است او در ظرف زمان نمیگنجد تا با رفتن زمان او هم از بین برود او مافوق زمان است. چه در زمان واقع بشود یا در لازمان، چه در مکان واقع بشود یا در لامکان. و او قابل ارزش است چرا؟ چون او متّصل به مبدأ است، متّصل به منشاء است، متّصل به پروردگار است.

