اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بیان دومرتبه از مقام ارتباط انسان با پروردگار متعال

15204
سال 1419
جلسات

بیان دومرتبه از مقام ارتباط انسان با پروردگار متعال

17
  • یکی روایت آن شخصی است که گناه کرده بود و یک عمل حرامی انجام داده بود و بعد پیغمبر را شفیع قرار داد و پیغمبر او را رد کرده بودند رفته بود در بیرون مدینه و چه و بعد آمد و بعد از چهل روز و این‌ها.... بعد خطاب آمد، آمد تو را خواند اگر از اوّل مرا می‌خواند نیاز نبود به اینکه برود چیز بکند [و این] حرف‌ها.

  • راجع به قارون یک روایتی دیده بودم مدّت‌ها پیش بود الآن یک دفعه به ذهنم آمد که وقتی که قارون آمد حضرت موسی را، آخر حضرت موسی آمد به قارون گفتش که بیا بفرما وجوهاتت [را] بپرداز قارون گفت: انما اوتیته علی علمی.1 من که بی‌خود به دست نیاوردم و بعد آمد [جمع] کرد افراد را و گفت: این موسی، ـ موسی پسر عموی قارون بود ـ گفت این با این وضعی که هست حسابتان را می‌سد خلاصه همۀ پول‌ها را...، گفتند خب چکار کنیم؟ قارون گفتش که من حالا می‌دانم چکار کنم و رفت یه زن بدکاره را چی کرد و یه پولی بِهِش داد و گفت بیاد در ملاء عام چیز کن! حضرت موسی داشت صحبت می‌کرد برای افراد و یک مرتبه این زن بلند شد و گفت که ای موسی هر کسی این کار را بکند فلان است؟ گفتش که بله، گفت حالا تو با من فجور کردی! موسی گفت من کردم؟ گفت: بله بعد حضرت موسی خیلی چیز شد و فلان و گفتش که بیا اینجا ببینم، گفتش تو کردی، تو اینجوری کردی فلان و.... دیگر زن خیلی بدست و پا افتاد و گفت که این قارون به من پول داده برای اینکه خلاصه این کار را بکنم، بیایم این مسئله را نسبت بدهم دیگه حضرت موسی خیلی ناراحت شد و دیگر خطاب کرد خدایا نگاه کن ببین بندۀ تو را این‌طور این در میان افراد مفتضح می‌کند چه می‌کند خطاب رسید موسی به ما زمین را در اختیار تو قرار دادیم.

    1. سوره قصص، آیه ٧٨