بیان دومرتبه از مقام ارتباط انسان با پروردگار متعال
5دو مقام را در اینجا حضرت بیان میکند. یک مقام بروز و ظهور و یک مقام خفاء و خلوت. حاجتی را که انسان بخواهد پیش سلطان ببرد و عرضه بدارد خب این حاجتش را یواش در گوش پادشاه [که] نمیگوید. آن مقام عظمت پادشاه و سلطان حاجب است از اینکه انسان برود در گوشش، گوشش را بگیرد بگوید بیا من یواشکی به تو این را بگویم. هیچ وقت این کار را نمیکند. میایستد یکی دو متر. دو سه متر از او فاصله میگیرد و رعایت بُعد را میکند رعایت ادب را میکند و بعد آن مطلب را با صدای آرام اما صدای رسا به سلطان میگوید در اینجا این تعبیر به ندا شده آن مقام عظمت پروردگار که انسان باید بایستد و در آن مقام عرض حال کند عرض حاجت کند و عرض قضا بکند آن تشبیه به سلطانی شده در اینجا در عبارت حضرت سجّاد که انسان رعایت آداب را در موارد استدعا و استدعاء قضا انجام میدهد.
چطور اینکه در دعاهایی که میخواند انسان دعاها را مستحبّ است ظاهر کند مثل نماز جَهْریّه که در نماز جهریّه مستحبّ است ظاهر بشود ذکر مستحبّ است ظهور داشته باشد نه اینکه انسان فریاد کند. لذا صلوات بر محمّد و آل محمّد (اللّهمّ صلّ علی محمد و آل محمد) این صلوات ذکر است و ذکر را باید با ظهور و با اظهار و ابراز بیان داشت امّا ما میبینیم که مردم الآن فریاد میکنند. میگویند یک صلواتی بفرست که صدایش تا حرم برود. خب این اصلاً منافات با ذکر دارد این صلوات ذکر است این احترام است این عظمت است این فرستادن درود بر پیغمبر است این با داد کشیدن منافات دارد آقا مگر میخواهی اذان بگویی؟ اللّهم یک چیزی! بایستی که بنحوی گفت: که نه خفاء در او باشد و نه فریاد مُخِلّ و مخالف ادب در این باشد. برخلاف اذان که اذان اصلاً اعلان است.

