بیان دومرتبه از مقام ارتباط انسان با پروردگار متعال
8وقتی که در سجده ذکر میگویید یا یونسیّه میگویید لا اله الا الله میگویید بلندگو که نمیگذارید همسایهها هم بشوند؟ ها؟ نه.
سعدی میگوید که: یکی رفت پیش پادشاهی موقع نماز شد و نماز خیلی طول و درازی خواند و روزه هم بود. افطار آوردند یک کمی خورد آمد منزل ـ با پسرش بود ـ به پسر گفت: غذا را تجدید کن که گرسنهایم. گفت پدر جان، نماز را هم تجدید کن که نمازت [را برای] پادشاه خواندی.
اینجا چه هست؟ اینجا مقام مقام سِرّ است و سِرّ عبارت است از ارتباط بسیار دقیق و ظریف بین انسان و بین کی؟ بین شخص دیگر. یا آن مسئلهی باطنی که افشاء آن مسئله، موجب از بین رفتن آبروی یک شخصی هست و موقعیّت او را مخدوش میکند این را سِرّ میگویند البته به معنای دیگر مسئلۀ باطنی که افشاء او ممکن است که از جهتی برای خود آن شخص مناسب و ملایم نباشد.
چرا در اسلام افشاء سِرّ حرام است؟ چرا؟ به جهت اینکه هر شخصی نسبت به آن مسائل و جوانب و حیثیّات وجودی خودش ذی حقّ است حق دارد که وجود خود و حیثیّات وجودی خود را در اختیار و تملّک داشته باشد حالا اگر فرض کنید که یک شخصی بیاید و وجود یک شخصی را از بین ببرد خب این شخص الآن مجرم است چرا آمدی این را از بین بردی؟ چرا به قتل رسانید؟ همینطور آن خصوصیّاتی که مرتبط با این وجود است آن خصوصیّات هم چه هست؟ این شخص مالک آن خصوصیّات است. اما یک وقتی یک مسئلهایی هستش که نه، در مقام ظاهر و بارز برای همه روشن است این دیگر مالک او که نیست.
مثلاً فرض کنید که یک شخصی ریشش را میتراشد و میآید توی خیابان خب الآن این چهره و این صورت، دیگر این مالکِ این ظهور که نیست، اگر مالک بود خب پس چرا همه دارند میبینند؟ یک وقتی این شخص ریشش را میتراشد و بعد هم نقاب میزند و بیرون میآید این دوباره میشود سرّ چون برای مردم که نیامده این را افشاء کند نیامده که به کسی نشان بدهد و نقاب میزند و میآید بیرون که فقط مردم این را با همین نقاب میبینند امّا نه! اگر یک شخصی آن صورت خود را بیاید و در معرض انظار قرار بدهد آنوقت شما میتوانید بگویید. آقا چرا به من نگاه میکنی؟ خب میخواهم نگاه کنم دیگر، میخواستی نقاب بزنی خودت داری میآیی بیرون اگر نمیخواستی خب تو خونه بودی اگر نمیخواستی این کار را نمیکردی، یک کسی فرض کنید که من باب مثال لخت بیاید بیرون، خب این نحوه آمدن بیرون، دیگر این حیثیّت وجودی، از اختیار و تملّک شخصی او، بیرون آمده خودش را در معرض قرار داده حالا بیاید بعد یک کسی نگاهش کند بگوید آقا چرا داری نگاهم میکنی؟ من میخواهم نگاه کنم اگر تو میخواستی کسی نبینتِت اینطوری بیرون نمیآمدی.

