علّت عدم شرمندگی انسان از ارتکاب گناه در قبال خداوند
8این آقا کارش این بود، این این کار را کرد آن این کار را کرد. این آمد اینطوری! آقا افرادی که میآمدند پیش آقای حدّاد ایشان مدّعی بود. چرا این آمد تو اینجا؟ آقا به تو چه ربطی دارد؟ این خونه صاحب خانه دارد. دلش میخواهد الآن این را راه بده. بنده خدا این مرحوم آقا سیّد مصطفی خمینی ـ پسر مرحوم آیت اللّه خمینی ـ این میآمد پیش آقای حدّاد آقا این اعتراض میکرد. این هم از تحفههایی است که فلان کس دیگر آورده، بابا این مرد محترم، آدم به این خوبی واقعاً مرحوم آقا سیّد مصطفی خمینی آدم خوبی بود آدم خوش نفسی بود خوش ذاتی بود. من حکایاتی از ایشان دارم که حکایت از صدق ایشان و صفای ایشان و این ها میکرد و آدم....، و میآمد مینشست در آنجا استفاده میکرد از مرحوم آقای حدّاد. این آقا فضول بود که چرا این بلند میشود میآید اینجا؟ چرا میآید تو خانه آقای حدّاد؟ این ها همش بخاطر آن شیخی است که آن شیخ این ها را راه میاندازد. و اینها را میآورد اینجا. و حرفی هم نمیزد. بارها من میدیدم که ایشان میآمد در آنجا، صحبت هم نمیکرد. آقای حدّاد یِک چند کلمهای میگفتند یک سؤالات خیلی مفیدی میکرد ایشان جواب را میدادند و استفادهاش را میکرد و میرفت. خیلی هم مزاحم نمیشد، نمیآمد حالا فرض کنید که بخواهد یک صبح تا ظهر بماند یک یک ساعتی یک ساعت و نیمی آنجا بود و استفادهاش را میکرد و میرفت دیگر، خدا رحمتش کند.
خب حالا این آقا که ایشان فضول آقای حدّاد تشریف داشت. چی شد قضیّهاش؟ مآلش چی شد؟ مألش همین که شما متوجّه شدید دیگر به کجا رسید که دیگر آقای حدّاد بیرونش کرد و دیگر راهش نداد. و حتّی به اطرافیان گفته بود دیگر مایل نیستم اسم ایشان را جلوی من ببرید. این برای چی بود؟ برای اینکه ایشان احساس بینیازی میکرد. اگر واقعاً یک شخصی نیازمند باشد اگر یک شخصی درد داشته باشد این اوّل به دنبال درد خودش میگردد.

